أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٦١٠
كه او مظهر «اسم اعظم» است، و بواقى مظاهر اسماء ديگرند و اين اسم، اعظم است از هزار اسم حق، و در حديث است كه: «خبا اوليائه فى خلقه».
و نيز «ليلة القدر»، در تأويل، چون «يوم القيامة» است، در شامليّت جميع اوعيه كه هر يك از مستكملين، در آن وقت به «كمال» و «وصال» رسند، چنانكه در اخبار است كه: در شب قدر، هر پيغمبرى به كمالى و مقامى رسيد.
و تعيين «الف» به اعتبار مظهريّت اسماء حسنى است، و بالجمله در لسان اهل ظاهر از متشرّعه، يوم القيامه «يوم التّبدل» است كه متبدل اليه، به مشاعر دنيويّه رسيده نشود: «تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ». [١] و در حقيقت، جزاء وصول به غايات و استكمالات است و مواد، در كار استكمالاند، آنا فآنا طولا، و استكمال كون و فساد نيست و خلع و لبس نه، بلكه كون بعد از كون و لبس، بعد لبس است. پس، «يوم الدّين» و «قيامت»، تعبير است از ايصال به غايت، و توجّه در سلسله عروجيّه به سوى نهايت: «يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيهِ». [٢]
«مالك» و «ملك» كلّ خيرات و غايات، در استكمالات اوست. و سابق گفتيم كه:
اسماء لطفيّه و قهريّه غايات كلّ است: «أَلا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ». [٣]
جمالك فى كلّ الحقايق سائر
و ليس له الّا جلالك ساتر
و ثانيا مىگوئيم كه: اگر «يوم الدين» را به معنى ظاهر بگيريم، اختصاص مالكيّت به آن روز، به سبب آن است كه در نشئه دنيا، به حسب ظاهر، در نزد غير صاحبان بصيرت ملكى و ملكى، منسوب است به غير و در «يوم القيامة» در نزد كشف غطا، بارز خواهد شد، نفس الامر: «يَوْمَ لا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَيْئاً وَ الْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ». [٤] و ايضا:
«لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ» [٥]، هر چند كه كسانى هستند كه نيستند و: «نداء لمن
[١] - تركيب از دو آيهمختلف: ابراهيم/ ٤٩: «يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُغَيْرَ الْأَرْضِ ..».، و زمر/ ٦٧:«وَ السَّماواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ».
[٢] - انشقاق/ ٦.
[٣] - شورى/ ٥٣.
[٤] - انفطار/ ١٩.
[٥] - مؤمن/ ١٦.