أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٦٢٨
در هدايت، دلالت ندارد بر اسم اعظم جامع، گوئيم كه: دلالت دارد، از راه اينكه مصلّى «اللّه اكبر» مىگويد و اين دعاها را مىخواند. پس، كلام در قوّه اين است كه بگويد: «و المهدىّ بالهداية الكاملة من هديته يا اللّه». چه، در تكبير او را به اسم جلاله خواند.
عبدك و ابن عبديك بين يديك»: أى: فى محضرك، «منك»، ابتدا و آغاز كائنات از توست كه: «كان اللّه و لم يكن معه شىء» و «بك» وجود كلّ به سبب توست كه علة العلل و فاعلى الكل هستى و «لك»، اى: لاجلك، علّت غائيه وجود كلّ هستى، چنانكه تحقيق شد كه: علّت غائيه اوست و معروفيّت اوست و الّا استكمال لازم آيد، بر او. «و اليك» يعنى: منتهى الكلّ وجود توست و انجام همه به توست، قال تعالى: «إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى» [١] «أَلا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ» [٢]
«لا ملجأ و الا منجى و لا مفرّ منك الّا اليك»: پناهى و محل نجاتى، و گريزگاهى از حكم تو نيست، مگر به سوى تو، چنانكه در دعاى ديگر واقع است: «اعوذ بعفوك من عقابك و برضاك من سخطك و اعوذ بك منك».
«سبحانك و حنانيك»: هر دو منصوبند، بر مصدريّت؛ اسبح سبحانا، اى: أبرأ الله براءة من السّوء و انزهه تنزيها من النّقص و حنانيك، اى تحنن على مرّة بعد مرّة و حنانا بعد حنان اى رحمة بعد رحمة. پس، حنان از مصادرى است كه تثنيه شده از براى تكرير و تأكيد، چون «لبّيك» و «سعديك» و تخصيص به دو تا منظور نيست، بلكه دو حنانى و دو البابى منظور است كه در تفسيرشان گفته مىشود كه: «حنانا بعد حنان» و «البابا بعد الباب» و تثنيه از باب اكتفاء به اقلّ استو در لفظ.
«تبارك و تعاليت»: تنزيه حق و تقديس اوست: «سبحانك ربّ البيت الحرام»، ظاهر «بيت الحرام» معلوم است و باطنش، دل انسان كامل است كه دخول غير حق بر آن، حرام است و عبد از اين دو، تكبير بگويد كه دوّمين «تكبيرة الاحرام» باشد و بعد بگويد: «وَجَّهْتُ وَجْهِيَ»، [٣] مراد وجه قلب است كه مجرّد است و كليّت و حيطتى
[١] - نجم/ ٤٣.
[٢] - شورى/ ٥٣.
[٣] - انعام/ ٧٩.