أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٦٤٧
حول كه وقت تعلّق وجوب زكات است، با هلال ماه ثانى عشر است، زيرا كه حول معتبر در وجوب زكات، دوازده هلال است.
و هر يك از نقدين را، دو نصاب است؛ امّا نصاب اوّل طلا، بيست دينار است، و قدر مخرج از آن به زكات نصف دينار، و نصاب دوّم اربعه بعد از بيست، و قدر مخرج از آن به زكات، عشر دينار است. و هم چنين، اربعة فاربعة و در مادون بيست، و مادون چهار تا، چيزى نيست در همه مراتب. و نصاب اوّل نقره، دويست درهم است و قدر مخرج از آن، پنج درهم، و نصاب دوّم، اربعين بعد از دويست، و قدر مخرج يك درهم است. و همچنين، اربعين فاربعين و در مادون دويست و مادون چهل، در همه مراتب چيزى نيست، و ضابطه در زكات نقدين و قدر مخرج ربع العشر است، چنانكه پوشيده نيست، در اينها كه گفته شد.
و اگر بگوئى: قدر مخرج عشر، ربع است، آن هم بجاست، چنانكه ربع بيست دينار، پنج دينار است و اين، دهنيم است، و قدر مخرج عشر، يكى و ربع دويست درهم، پنجاه درهم است، و عشر پنجاه درهم، پنج درهم، و ربع اربعين، ده است، و عشر ده، يكى است و هم چنين.
پس، اگر از آنچه در نزد شخص است كه علم به مقدار آن ندارد، پس از آنكه علم داشته باشد، به بلوغش نصاب را ربع عشر، يا عشر ربع اخراج شود، فرض ادا [شده] و مجزى است.
سرّ: لطايف «اربعه» و «اربعون» و «ربع» بسيار است، چه نصاب حدّ كمال است و اين دو عدد نيز، عدد كاملاند، و قدر مخرج هم، كسر مأخذ كامل و عشرون- كه نصاب اول طلاست- مرجعش به پنج، اربعه است.
و چنانكه قدر مخرج به جهت زكات اربعه بعد عشرون، عشر دينار است، در عشرون هم به ازاى هر چهارى عشر يك دينار مىافتد، چه يك دينار، ده عشر است. پس، نصف دينار- كه زكات بيست دينار بود- پنج عشر مىشود.
و دويست درهم نيز كه نصاب اوّل نقره است، پنج اربعين است و قدر مخرج به جهت زكات اربعين بعد از دويست، چنانكه يك درهم بود، در دويست هم به ازاى هر اربعينى يك درهم از پنج درهم مىافتد. پس، گويا نصاب در عشرين هم، اربعه