أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٦٥٠
غالبا در حدود چهل سالگى به بلوغ معنوى و اشدّ باطنى مىرسند.
و نيز، عدد ايّام رياضت «اهل اللّه» چهل است كه: «من اخلص للّه اربعين صباحا جرت ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه» [١]، و عدد ميقات موسى عليه السّلام چهل بود، كما قال تعالى: «فَتَمَّ مِيقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً» [٢]، و بعثت پيغمبر ما كه نخبه و زبده اولو العزم بود و الو العزم نخبه و زبده رسل بودند و رسل، نخبه انبياء و اينها نخبه عباد الله الصّالحين، كما قال: «أنا سيّد ولد آدم و لا فخر» [٣]، در چهل سالگى بود كه عمر آن حضرت «س ج» و دعوت او «ك ج».
و سرّ بودن اين تكميلات در اربعين، و نضج اين تخميرات در اين مدّت، چنانكه در حديث قدسى است كه: «خمّرت طينة آدم بيدى أربعين صباحا»، آن است كه: آدمى مخمّر است از قبضات عشر كه يك قبضه [آن] از عناصر، و نه قبضه از افلاك باشد، مثل آنكه «محبّت» و «شهوت» از فلك زهره، و «غلبه» و «غضب» از فلك مرّيخ، و طلب «جاه» و «فردانيّت»- در هر كسى به حسب خودش- از فلك «شمس»، و هم چنين، در افلاك ديگر به حسب آثارى كه در اين عالم دارند، به مشيّة اللّه كه ارضيّات را، منوط به سماويّات كرده، چنانكه در نجوم، مبيّن است.
و از ضرب ده در چهار- كه دوره جمادى و دوره نباتى [و] دوره حيوانى و دوره انسانى باشد، «چهل» حاصل شود، و جسد اين عدد، و حرفى كه به ازاى اين است «ميم» است كه مفتاح اسم «خاتم» و خاتم اسم «آدم» و لقب «قائم» و بدو «مريد» و «مدرك» از ائمّه اسماء و «ملك» و «مالك» و غيرها مىباشد. و حرف مستدير است، در لفظ كه فاتحهاش در خاتمه و زبر در بينهاش جا گرفته و مستدير است در كتابت نيز، و دايره بىنهايت است و قوسين تمام است. چه، نهايت «خط» به نقطه است، و «دايره»، به نقطه منتهى نشده.
و از لطايف «ميم» آن است كه: عدد آن، با عدد ترجمه فارسى «احد» و «واحد»- كه يكى باشد- يكى است و در اين، اشارت است به «وحدت در كثرت»، و اينكه
[١] - «بحار الانوار»، ج٧٠/ ٢٤٢ و ٢٤٩.
[٢] - اعراف/ ١٣٨.
[٣] - «بحار الانوار»، ج٨/ ٤٨ و ج ٩/ ٢٩٤ و ج ٤٠/ ٥٩.أسرار الحكم ٦٥١ مسألة: شرط زكات نقدين«نصاب» است و مسكوك بودن و حول. ..... ص : ٦٤٦