أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٥٤٤
مطلق» است كه در ظلمات ماهيّات است. اسقاط اضافات بكن، تا به آب حيات حقيقى برسى يا [١] در ظلمت، از فرط ظهور است، [كه در ادعيّه وارد شده است:] «يا من خفى من فرط ظهوره و استتر لشعاع نوره». لمؤلّفه:
با كه توان گفت، اين سخن كه: شهِ ما
شاهد هر جائى است، و پردهنشين است
[٢] و ديگرى فرموده:
گفتم: به كام وصلت، خواهم رسيد روزى
گفتا كه: نيك بنگر، شايد رسيده باشى!
[٣] تطبيق: و از جهت حكايت بودن فى الجمله است كه در قرآن مجيد، رحمت واسعهاش را كه اين «وجود منبسط» و «فيض مقدّس» است، كما قال تعالى: «وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ» [٤] و نيز فرموده: «أَحاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً» [٥] تعبير فرموده به «ماء»، آنجا كه [فرموده:] «أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها» [٦] و آنجا كه [فرموده]: «وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ» [٧] بنابر تأويلى، و نيز «ماء» را تعبير فرموده، به رحمت، مثل: «هُوَ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّياحَ بُشْراً بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ». [٨] سرّ ديگر آنكه: ماء مطلق، رقيقه و صورت «نفس» است كه قرين خود را «حىّ» كند و چون مفارقت كند، آن شىء مردار و نجس است، و چون كه نقش منقّش در آب رقيقه صورت علميه نفس است و نقشهاى منقّش در مايعات و صيقليّات، به سبب جزء مائى است نيز، و همچنين، آب سريع الجرى و التّنقيه است، بدون تنقيصى از جوهر ذات شىء، چنانكه نفس قدسيّه سريع السّير و التّخلية فى سبيل الله است.
[١] - «كه» درستتر بهنظر مىرسد.
[٢] - «ديوان اسرار»/٢٥٦- غزل شماره ٤٧- اينگونه ضبط شده است: با كه توان گفت؟ كه نگارم/ شاهد هر جائىو پردهنشين است.
[٣] - «ديوان حافظ»/٣١٢.
[٤] - اعراف/ ١٥٥.
[٥] - تحريم/ ١٢ «شىءعلما» صحيح است.
[٦] - رعد/ ٨٨.
[٧] - انبيا/ ٣١.
[٨] - اعراف/ ٥٥.