أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٥١٩
فايدهها و شريفها و اميرها»، و عن مجاهد: «نزل فى على سبعون آية» [١] و تفصيل وجه دلالت اينها، در كتب مبسوطه مشروح است.
و نصوصى كه به طريق اهل سنّت رسيده است، بسيار است و اگر چه هر يك، از طريق آحاد است، ليكن مجموع آنها متواتر بالمعنى است، يسيرى از كثير مذكور مىشود:
از آن جمله، احمد بن حنبل كه يكى از ائمه اربعه اهل سنّت است، در مسند خود روايت كرده است كه: قال رسول الله صلّى اللّه عليه و آله: «كنت أنا و على نورا بين يدى اللّه قبل ان يخلق آدم باربعة عشر الف عام، فلمّا خلق اللّه آدم قسّم ذلك النّور جزءين فجرء أنا و جزء على». [٢]
و در حديث ديگر، روايت كرده است آن را، ابن مغازلى شافعى، حضرت فرموده است: «فلمّا خلق الله آدم ركّب ذلك النّور فى صلبه فلم يزل فى بنى آدم واحدا، حتّى افترقنا فى صلب عبد المطلب، ففىّ النّبوة و فى على الخلافة». [٣]
الشرح: [آنچه ذكر شد] حديث شريفى است، [كه] تحقيق آن، حاجت به شرح دارد، پس مىگويم: و اللّه تعالى يعلم، اين نور، با نورى كه گذشت كه «اوّل ما خلق اللّه نورى» يكى است، و گذشت كه: «نور» ظاهر بالذّات و مظهر للغير است و اين، شأن حقيقت وجود است كه ظاهر بالذّات است، چه «وجود» موجود است، بذاته، نه به وجودى زايد. و مظهر ماهيّات است و اگر خواهى كه اذعان كنى به اينكه وجود «نور حقيقى» است، بايد ذهنت به وجود عنوانى نرود، و بايد به حقيقت وجود ناظر شوى، باز از مرتبه حقيقت وجود عالم طبيعى كه مرتبه فرق الفرق است، بالا روى و در مرتبه حقيقت وجود صور صرفه هم- كه مرتبه فرق است- نمانى و طرح كونين نمائى كه اينها اگر چه نورند، ليك مشوبند به ظلمت مواد و تمدّد مقادير. اين است كه اينها را «اظلال» گويند كه «ظل» برزخى است، ميانه نور و ظلمت. بلكه، حقيقت
[١] - «بحار الانوار»، ج٣٦/ ٩٢ و ١١٧.
[٢] - «بحار الانوار»، ج٣٥/ ٢٨ و ٣٣ و «الصراط المستقيم» ج ٢/ ٣٥.
[٣] - «بحار الانوار»، ج٣٨/ ١٥٠ و ج ٤٠/ ٧٧ و «العمده»- ابن بطريق-/ ٩٠.