أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ١٠٥
الهيّه و با لوازم اسماء و صفات كه اعيان ثابته لازمه به لزوم مفهومى غير متأخّر در وجود باشند كه گفتهاند در اين مقام: «جاءت الكثرة كم شئت»، و مراد، كثرت مفاهيم باشد كه به يك «وجود» موجودند.
و ديگرى، مقام ظهور در مرتبه فعل باشد، به ماهيّات امكانيّه به ترتيب «الاشرف فالاشرف على النّظام الاحسن»، از صادر اوّل تا صادر اخير، و آن ظهور واحد به اسماء و صفات را دفعة واحدة سرمديّة «فيض اقدس» و «رحمت صفتيّه» گويند، و اين ظهور ثانوى را كه به ماهيّات امكانيّه است و به ترتيب است و نظام به قاعده «امكان اشرف» [١]، فيض مقدّس و رحمت واسعه فعليّه گويند، و چنانكه فيض به ترتيب است، در نزول باز به ترتيب است با قاعده «امكان اخس»، در صعود الى اللّه، و همه، ظهورات وحدت است در كثرت، چه مظاهر اسمائيّه و چه مظاهر ماهيّات فعليه.
بيت
هيچ دانى كه ما كييم و شما؟
سايه آفتاب نور خدا
هستى ساذج است و وحدت صرف
اين هو، اين انت، اين انا؟
همه اسماء، مظاهر ذاتند
همه أشيا، مظاهر اسماء
بايد دانست كه: توحيد خاصّى كه اكثر اهل وحدت به آن قائلند، دوّمين است كه «وحدت در كثرت» است، نه اوّلين كه «كثرت در وحدت» باشد، چه واصلين به اين، قليلاند.
شعر
خليلىّ قطاع الفيافى الى الحمى
كثر و أمّا الواصلون قليل
ليكن، نه در قلّت چنان است كه صدر المتألهين- قدّس سرّه- از خصايص خود و ارسطاطاليس داند، بكله در موضعى از كتاب «اسفار» فرمايد كه: «لم اجد على وجه الارض من له علم بذلك». [٢] بلى، تفصيل و بسط اين مسأله و تحقيق وافى، حقّ اوست، شكر اللّه مساعيه و از ديگران به طور «اجمال» و «تشابه» رسيده است، مثل
[١] - بنگريد به: «شعاعانديشه و شهود در فلسفه سهروردى»، چاپ چهارم ٧٦، انتشارات حكمت/ ٤٢٠- ٤٢٢.
[٢] - اشاره به اينموضوع گذشت.