أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٢٥٥
حكما و تبعيّت كرده ايشان را علامه خفرى [١] كه:
ثبت مىفرمايد خداوند تعالى، به حسب جهات كثيره، انوار قواهر و نسبت متضاعفه عقول طوليّه و عرضيّه، بعضى با بعض، در سر هر سنه الوهيّه كه سيصد و شصت هزار سال باشد، در نفس منطبعه فلك صور جميع آن چيزها را كه موجود مىسازد در آن سنه و بعد از تمام ايجاد آن صور در مواد اعيان، محو مىفرمايد آن صور را، و ثبت مىفرمايد صور آن چيزها را كه در مشيّتش قرار گرفته كه در سنه الوهيّه تاليه ايجاد فرمايد، و همچنين، الى ما شاء الله.
و اينگونه «محو» و «اثبات»، با قواعد حكمت نمىسازد، بلكه محو و اثبات در فلك تجدّد، صور معلومه آن است- كما مرّ- به تجدّد محلّ در ذاتش، بنابر حركت جوهريّه، يا در هذيتّش، بنابر اقتصار بر تجدّد اعراضش، مانند اوضاعش و هر چند صور دائم باشد، چنانكه در طريقه شيخ اشراقى بود.
و بدان كه: [اين را] حشر جمعى و ترتيبى گويند و دوّم را بر اينها- كه گفته شد- از دثورات و تغييرات كليّه و انقضائات و افتتاحات، حمل مىكنند. و ان شاء الله خواهيم گفت كه قيامت در طول عالم است، نه در عرض، چون استكمالات و توجّهات به غايات الى منتهى الطّلبات: «أَلا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ». [٢]
و امّا قول به اينكه: صور علميّه فلك، غير متناهى تعاقبى باشد، مانند ذوات الصّور و از مبادى عقليّه به حسب اشواق و اوضاع، شيئا فشيئا فايض شود، صور جزئيه بر قواى جزئيّه بر طبق آنكه مترشّح مىشود بر مواد عنصريّه، بر سبيل تعاقب، پس اين قول نمىسازد با آن كه صور علميّه حادثه، چون حوادث يوميّه بر فلك روا ندارند كه «امروز» براى آن، علم به وضعى پيدا شود و «فردا» زايل شود.
پس، چنانكه علم به وضعى كلّى، دائما براى آن هست، علم به وضع جزئى و لازم آن نيز بايد باشد، سهو و نسيان نيست.
و بسيارى از حكما، تجدّد احوالى، به جز تجدّد اوضاع بر فلك [را] جايز ندانند،
[١] - از دانشمندان دورهصفويّه، مقيم در كاشان كه داراى مقام حكمت بوده و صاحب فتوا شناخته مىشده ست.او رسالهاى دارد باعنوان «اثبات الواجب».
[٢] - شورى/ ٥٣.