أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٢١٦
معتبر است، خواه قابل موادّ باشد و خواه انفس و خواه قوا. پس، يك قسم كتاب تدوينى است و آن معلوم است، چون قرآن حكيم، و تكوينى است و آن دو قسم [است:] آفاقى و انفسى.
و آفاقى، اقسام دارد: «امّ الكتاب» كه نفس كلّ باشد، نه عقل كلّ كه بعضى گفتهاند، چه، آن قلم اعلاى حق است و جهت قبول و لوحيّت، هر چند ماده به معنى متعلّق باشد، ندارد و كتاب «محو و اثبات» كه نفوس منطبعه فلكيّه باشد، و كتاب «مسطور» در رقّ منشور، هيولى كه مسمّاست به «سجلّ الكون». و اينها طبقات كليه كتاب آفاقى است و معلوم است در موضعش كه هر سماء را، نفس كليه است و نفس منطبعه و به اينها اشارت است با قول حق تعالى: «صُحُفٍ مُكَرَّمَةٍ مَرْفُوعَةٍ مُطَهَّرَةٍ». [١]
و امّا انفسى، كتاب مبين انسانى است كه نسخه جامعه است، مشتمل بر كل آنچه در عالم «امر» و «خلق» است. چه، حق تعالى انشاء «كلام» و «كتاب» و «امر» و «خلق» فرموده و فرموده: «فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ» [٢] و «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ» [٣] و اين كلمات و كتب، بسطى و انتشارى داشت، لهذا نسخه جامعه مختصره به هم بسته، تأليف فرموده كه قرائت و مطالعه آسان باشد كه هر چيز در آن «اقلام» و «كتب» است، در اين نسخه وجيزه هست، بلكه اسماء و صفات متكلم و منزل الكتاب را متّصف است: «تخلّقوا باخلاق اللّه» [٤] «وَ فِي أَنْفُسِكُمْ أَ فَلا تُبْصِرُونَ» [٥].
و امّا كتب جزئيّه حق، حدّ و حصر ندارند كه همه، نفوس حيوانيّه و قوا، كتب متشتّته حقاند كه به يد قدرت او نگاشته شدهاند.
بيت
به نزد آنكه جانش در تجلّى است
همه عالم، كتاب حق تعالى است
و حجة الاسلام شيخ غزّالى در كتاب «احياء العلوم» ذكر كرده كه:
[١] - عبس/ ١١٣ و ١٤.
[٢] - مزمل/ ٢٠.
[٣] - علق/ ١.
[٤] - «اسفار» ج ١/ ٣٠.
[٥] - ذاريات/ ٢١.