أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٤٣١
كنيم، آن سرّ «ادقّ» و اين سرّ «انشر» باشد.
و على اىّ تقدير: «صورت» بايد مطابق «معنى» باشد، و بعضى مفسّرين گفتهاند كه: [ «صور»، يك] آلت معروفه است، صوت عظيمى از آن ظاهر مىسازند كه علامت بعث سلطان است، از بلد. و در قرآن مجيد، «ناقور» نيز فرموده [١] و ما از اين جهت، گفتگوى از «صور» را مقدّم داشتيم بر مواقف قيامت، چنانكه شيپور زدن مقدّم است، بر سوارى سلطان و خروج [او] از مكانى به مكان ديگر، و اينجا، بلا مكان.
پس، بدان كه: النّفخة نفختان؛ نفخة تطفى النّار و نفخة تشعلها [٢] پس، به نفخه اوّل، اماتت مىكنند احياء را و حقيقتش تجلّى حق باشد؛ باسمه «القاهر المميت»، چنانكه بعضى گفتهاند كه: حقيقت موت، تجلّى حق است بر موساى نفس ناطقه و اندكاك جبل انيّت او، و به نفخه دوم- كه نفخه تشعيل و احياست- در مىگيرند به نار، نور دم مباركش فتيلهاى صور برزخيّه و «ارواح»، نفخه مشكبار و نسيم بهار آن گلزارند.
اين است كه از اسماء مباركه آمده: «يا بارئ النّسم». [٣]
و نيز در حديث قدسى است: «ما تردّدت فى شىء كتردّدى فى قبض نسمة المؤمن». [٤]
و مراد «روح» است و نفخه «اماتت» و نفخه «احيا»، در عين اينكه هر يك نسبت به ما زمانىها، نفحات و نسمات است، در دهر مصطلح چه، جاى سرمد «نفخة واحدة» است: «ما خَلْقُكُمْ وَ لا بَعْثُكُمْ إِلَّا كَنَفْسٍ واحِدَةٍ». [٥]
و در قرآن حكيم به نفخه «اماتت» اشارت فرموده، با قولش: «وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شاءَ اللَّهُ». [٦] و داخل در استثناء، كسانىاند كه قيامت كبرى در حقّ آنها قيام كرده، قبل از موت طبيعى، و تسليم شدهاند، و به
[١] - مدّثر/ ٨.
[٢] - حديث نيست، ولى دراحاديث، از «نفحه اولى» و «نفحه ثانيه» ذكر به ميان آمده است. «بحار الانوار»، ج٥٧/ ٣٦٨.
[٣] - «بحار الانوار»، ج٧٨/ ٣١٧.
[٤] - «بحار الانوار»، ج٦/ ١٥٢.
[٥] - لقمان/ ٢٧.
[٦] - زمر/ ٦٨.