أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ١١٩
رحمت و «لطف» و «احسان» و «مغفرات» و نحو اينها، لطفيّهاند و [اوصافى] چون:
«غضب» و «انتقام» و «معاقبيّت»، كما فى الدّعاء:
«و ايقنت انّك انت ارحم الرّاحمين فى موضع العفو و الرّحمه، و اشدّ المعاقبين فى موضع النّكال و النّقمه». [١]
و من اسمائه: «القاهر» و «القهّار» و «قاسم الجبّارين»، «مبير الظالمين» و نحو ذلك، صفات و اسماء قهريّهاند. و چون قهرش [نيز] لطف است، چنانكه [٢] هويداست كه وجود منبسط بر كلّ ماهيّات جبروتيّه و ملكوتيّه و ناسوتيّه و بر مواد اجرام علويّه و سفليّه و اعراض روحانيّه و جسمانيّه، رحمت واسعه اوست: «وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ» [٣] را مصداق است و قهّار كلّ وجود است، نيز: «وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ». [٤]
بلكه اينها كه [به ظاهر] قهر [و] غضب است، چون بلاها و مصيبتها و مرضها، در تحت اينها رحمتهاست، چنانكه امير المؤمنين على عالى عليه السّلام فرموده:
و كم للّه من لطف خفى
يدق خفاه عن فهم الذّكى
و آمده است كه: «سبقت رحمته غضبه» [٥]، و عرفاء شامخين فرمودهاند: «تحت كل بلاء ولاء، و تحت كلّ نقمة نعمة و غضبه رحمة».
مثنوى
عاشقم بر لطف و بر قهرش به جدّ
بو العجب، من عاشقم و اين هر دو ضد
اين عجب بلبل كه بگشايد دهان
تا خورد او خار را با گلستان
اين نه بلبل، اين نهنگ آتشى است
جمله ناخوشها، به پيش او خوشى است
[٦] و امّا صفات تنزيهيّه و تشبيهيّه: پس، تنزيهيّه آن است كه در «ما سوى»، مانند ندارد، يا آيتش در قدّيسين يافت مىشود، چون: «قدوسيّت» به معنى «لا ماهيّة له».
[١] - «بحار الانوار»، ج٩٧/ ٣٣٧.
[٢] - يا «چنانكه» زايداست و يا «كه» بعد از هويداست.
[٣] - اعراف/ ١٥٥.
[٤] - طه/ ١١٠.
[٥] - «بحار الانوار»، ج٩٤/ ٢٣٩.
[٦] - «مثنوى»، دفتر ١/٣٣- رمضانى- و ج ١/ ٩٦- نيكلسون-