أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٥٥٥
و ربّ جليل، به ابراهيم خليل و ولدش اسماعيل، فرموده: «طَهِّرا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَ الْعاكِفِينَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ» [١] جائى كه خانه سنگ و گل را بايد تطهير داد از نجاسات ظاهره، البته خانه دل را كه: «لا يسعنى ارضى و لا سمائى و لكن يسعنى قلب عبدى المؤمن»، بايد تطهير داد، از الواث باطنه و خباثات نفسانيّه، تا محل واردات قلبيّه شود و متخلّق به اخلاق اللّه گردد كه عرش بايد به صفت ذى العرش و سعت او باشد، و «طائفين» در تأويل، خواطر ربانيّه و ملكيّه، و «عاكفين» اخلاق حميده و ملكات حسنه راسخه، و «ركع» و «سجد» مراتب توحيد و درجات [است] كه پيش شرح داديم.
هداية تفصيليّه: شيخ ابو على، در اواخر الهيّات «شفاء» تعريف كرده، اين «حكمت خلقيّه» را كه:
يك جزء از عدالت بود، به حدّ وسط، از فكر در امور معاشيّه دنيويه و «جربزه» را [به اين] كه: معرّب «گربزه» است، به افراط فكر در تكثير طرق جلب منافع دنيويّه و توجيه عوايد و فوايد، از هر راه و در اجتناب از اسباب مضارّ و تقليل آنها در هر باب، و «بلاهت» را به تفريط در فكر و اهمال در جلب منفعت و دفع مضرّت در امور معاشيّه وسيله آخرت. و نيكو فرموده، ولى تخصيص نبايد داد، تا شامل شود فكر در نظريّات را.
بلى، حكمت مستعمله در عقل عملى- كه جزء عدالت است- اين است و جربزه و بلاهتش اين، نه اينكه مطلق جربزه مذمومه و بلاهت مذمومه همين باشد، و افراط فكر در عمليّات و امعان نظر در نظريّات مذموم نيست، بلكه «فضيلت» است، بلكه جربزه مذمومه در آنها، تردّد و عدم وقوف در نتايج برهانيّه و آراء يقينيّه است كه حاصل مىشود از عدم مزاولت و عدم تسلّت بر تراجيح، به جهت ضعف تصرّف متصرّفه.
و در حقيقت، وسواس است و از همنشينى با متجربزين و موسوسين عارين از يقين، البته زياد شود چنانكه از مجانست جهّال و اغبيا، غباوت زياد شود، سيّما جربزه در كسانى كه آتش طبيعت و دنيويّت و نفسانيّت باب علم و عمل، در حقّ
[١] - بقره/ ١١٩.