أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٤٢١
و بعضى از آيات را تحريف مىكنند، و بر اين مذهب حمل مىنمايند، مثل قوله تعالى: «وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ يَطِيرُ بِجَناحَيْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ». [١] و مثل قوله تعالى: «كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ، بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها» [٢]، مثل قوله حكاية: «رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَ أَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ». [٣] و در حقّ سعداء فرموده: «لا يَذُوقُونَ فِيهَا الْمَوْتَ إِلَّا الْمَوْتَةَ الْأُولى». [٤]
اين بود بيان مذهبشان و ما سابق، مذاهب اصحاب نقل را، نقل كرديم و باطل ساختيم و گفتيم كه: آيات را محاملى است، و طول نمىدهيم به ذكر آن محامل.
بلى، «تجسّم اعمالى» از شرع مطهّر رسيده و اين را ابناء علم «تناسخ ملكوتى» مىگويند، زيرا كه انسان، هر چند در اوّل الحال، بلكه در نشئه ظاهر، يك نوع است، ولى بعد از حركات و تعمير و مزاج گرفتن طينت او، از ملكات انواع ملكوتيّه مىشود كه واقعاند در تحت چهار جنس، اعنى: «ملك» و «شيطان» و «بهيمه»، و «سبع».
زيرا كه اگر غالب شد بر او، ملكه علوم و معارف، يا، اخلاق حميده، به صفت ملك «علّام»، يا ملك «عمّال» مىشود، و اگر غالب شود بر او «شيطنت» و «نكرى» و «مكر» و فكر در امر دنيا، مثل شيطانى مىشود. و اگر شهوت حيوانى و غضب حيوانى بر او غالب شد، مثل حيوانات عجم مىشود، بلكه بدتر.
كلّ اينها ملكوتيّه و اشباح صوريّه صرفه اظلال ملكات [است]، كو از اين قبيل است، آنچه عارف [رومى] گويد:
طفل جان، از شيرِ شيطان باز كن
بعد از آنش، با ملَك انباز كن!
[٥] و نيز مىگويد:
گر ز دستت رفت، ايثار زكات
مىشود آن، جوى شير آب نبات
[٦]
[١] - انعام/ ٣٦.
[٢] - نساء/ ٥٩.
[٣] - مؤمن/ ١١.
[٤] - دخان/ ٥٦.
[٥] - «مثنوى»، دفتر ١/٣٥- رمضانى- و ج ١/ ١٠١- نيكلسون-
[٦] - يافت نشد.