أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ١٩٤
بيت
آنچه نيك، از خصايص «قدم» است
و آنچه بد، از خصايص «عدم» است
و معلوم است كه [مقولاتى] مثل: «امكان» و «تقيّد» و «تحدّد» و ساير نقايص، در موجودات امكانيّه، از عوارض ماهيّت است، و «وجوب»، و «فعليّت»، و «نوريّت»، از احكام وجود است كه حقّ است و وجه حق.
و خداوند عليم، در كتاب حكيم مىفرمايد: «قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ فَما لِهؤُلاءِ الْقَوْمِ لا يَكادُونَ يَفْقَهُونَ حَدِيثاً». [١] بعد از آنكه فرموده: «وَ إِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ»، اى: نعمة كخصب و رخاء: «يَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِكَ»، اى: يطيروا بك، كما كان اليهود يطيروا بموسى و من معه.
- اگر بگوئى: چگونه [ممكن] است توفيق [٢] ميانه اين آيه شريفه و آيه شريفه متّصل به اين كه: «ما أَصابَكَ» ايّها الانسان «مِنْ حَسَنَةٍ» اى: نعمة صوريّة او معنوية، كخلق او خلق و طاعة او علم و معرفة: «فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ» بلية او غيرها، كخلق رذيل او معصية او جهل: «فَمِنْ نَفْسِكَ» [٣].
- گوئيم: لفظ «كلّ» در آيه سابقه مدلولش «وجود كلّ» است، چنانكه گفتيم كه:
وجود مطلق، مجعول حق است، حتّى جهات وجوديّه و خيريّه كه در شرور بالعرض بودند و همين است «حسنه»، در آيه تاليه. و امّا «سيّئه»، حدود و نقايص و خسايس است كه منسوباند به خود شيئيّت ماهيّتى انسان، و به اضافه وجود محدود به آن.
و بدان كه: اين «امر بين الامرين»، به نحو «تركيب»، از «جبر» و «اختيار» نيست، چون بينيّت در آب فاتر از قدرى از «برودت» و سهمى از «حرارت» و تشريك قدرتين نيست كه يك «قدرت» است و نمود قدرتى [واحد.] چنانكه وجودى است، و اضافه به سرابى، در آن مرتبه كه قدرت شامله [را واجد شود.]
[١] - نساء/ ٧٨.
[٢] - يعنى: ايجاد توافقو موافقت برقرار كردن.
[٣] - نساء/ ٧٩.