أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٤٢٠
جديد كند، از حضرت فيّاض «نور الانوار» تعالى. بلى، آن بار يابد و بتواند از بزم قدس، جذوه اقتباس نمايد، نبات چيست كه با آن پاى چوبين، به سوى آن خرامد، و حيوان كيست كه با زبان لالش و انتكاس رأسش، استدعاء فيض جديد نمايد، يا به آسمان قدس سر بالا كند؟ بلى سزاوار آن است سؤر آلوده بياشامد. استدعاء صادق آن است كه به لسان استعداد باشد.
پس، گويند كه: هر خلقى و خوئى كه در حيات دنيوى بر او غالب شود، و از هيئات ظلمانيّه باشد و علم به مبدأ و منتهى تحصيل نكند، موجب مىشود كه بعد از فساد، صيصيهاش منتقل شود به صيصه مناسبه آن هيئت ظلمانيّه، زيرا كه آن نور اسپهبد آلوده مظلم، «منجذب» است به غواسق، و اينها نيز به مناسبت ظلمت «جاذب». مصراع: ناريان، مر ناريان را جاذبند. [١]
مثل انتقال نفس حريص به «خنزير» يا «مور»، و نفس ظالم، به «سبع»، و نفس دزد به «موش»، و هم چنين. و اينها را ابواب طبقات جهنّم دانند، و هندوان مخفّف كنند و «جنم» گويند، و اصناف هر يك از اين انواع را «دركات» گويند. پس، كسى كه در آن هيئات رديئه است، تعلّق مىگيرد بعد از مفارقت به اعظم بدن حيوانى كه مناسب هيئتى است كه اقواى هيئات رديئه آن است و بعد تنزّل مىكند به ترتيب، از «اكبر» به «اوسط» و از «اوسط» به «اصغر»، تا آن هيئت زايل شود.
و بعد از زوال آن هيئت رديئه، تعلّق مىگيرد به اعظم بدن حيوانى كه مناسب هيئت رديئهاى است كه تالى هيئت اولى است در قوّت، به تدريج از «اكبر» به «اوسط» تا اصغر، تا زايل شود اين هم. و هم چنين، در هيئات رديئه ديگر، تا بالكليه زايل شوند و لايق شود براى صعود به عالم «نور» و نشئه «عقول». مثلا، نفس حريص، در اوّل تعلّق مىگيرد به «خنزير»، با مراتبش، بعد به «موران» به تدريج، از عظيم تا حقير، و نفس موذى تعلّق مىگيرد، به «افاعى» و «حيّات» [٢] به ترتيب، از عظيم تا وسيط، تا حقير، و بعد به «عقارب» و بعد به «زنابير» و هم چنين.
[١] - «مثنوى»، دفتر ٢/٨٠- رمضانى- ج ١/ ٢٥١- نيكلسون- و ج ٣/ ٨١- جعفرى-
[٢] - افعىها و مارها.