أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٤٣٧
كه: صراط حقّ، اينجا «راه» و «روش» است در افعال و احوال و اخلاق و علوم و معارف و نيّات، و در آخرت- كه روز «كشف غطا» و «رفع حجاب» است- ظاهر خواهد شد طريقى ممتدّ و جسرى بر روى جهنّم، بعيد القعر و اهل محشر، راهروان بر آن، به سوى جنّت.
و در «سرعت» و «بطوء»، در طىّ آن متفاوتند بر طبق روش اينجا، و بر حسب تفاضل بر يكديگر در نوريّت كه در آيه شريفه، اشارت به آن نور فرموده: «يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ يَسْعى نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ، يَقُولُونَ: رَبَّنا أَتْمِمْ لَنا نُورَنا» [١]- الآية- و در خبر آمده كه:
نور بعضى، به قدر جبل عظيمى است و نور بعضى، كمتر است و آن هم مراتب دارد، و نور بعضى به قدر نخلى در يمين او، و از بعضى ديگر، كمتر تا مىرسد به قدر ابهام پاى او.
پس، روشنى مىدهد يك مرتبه و خاموش مىشود مرتبه ديگر، پس چون روشنى دهد، قدمى بردارد و چون خاموش شود، بايستد.
تنوير: بايد دانست كه آنچه در اين خبر است، بر سبيل مثل است، در بيان حال اصحاب يمين، در باب مشى به جنّت جسمانى و الّا مقرّبين، هر يك نور قاهر بىكران باشند. چه، انوار قلوب منوّره در حيات دنيا كه نشئه استكمال است، بعضى چون سرجند، با تفاوت مراتب فروغشان، و بعضى چون مشاعل عظيم، با تفاوت نيز، و بعضى چون نجوم سپهر يقين، با تفاوت نورى، يكى چون «سها» و يكى چون كوكب درّى، و بعضى چون اقمارند با تفاوت از تشكّلات هلاليّه، تا بدريّه، و بعضى چون آفتاب عالمتابى، و بعضى چون آفتابى كه تابش آن، نه سر داشته باشد نه بن، بلكه اين درجات، به ترتيب در يك قلب سالكى [٢] و در يك صراطى واقع مىشود.
اگر «عنايت» شامل حال شود- چنانكه گذشت- تمثيل حصول نفس ناطقه در بدن و استكمال آن- اعمّ از تكوينى و تكليفى- بفهمى كه به تدريج متسخّن و
[١] - تركيبى از دو آيهاست: حشر/ ١٢: يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ يَسْعىنُورُهُمْ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ بُشْراكُمُ الْيَوْمَ، ترحيم/ ٨، و: يَوْمَ لا يُخْزِياللَّهُ النَّبِيَّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ يَسْعى بَيْنَأَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ، يَقُولُونَ: رَبَّنا أَتْمِمْ لَنا نُورَنا وَاغْفِرْ لَنا.
[٢] - «در قلب يك سالك...» بهتر است.