أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٤٦٤
«تبريد» و «ترطيب» و «تيبيس» و غير ذلك.
رباعى
اى نسخه نامه الهى كه توئى
وى آينه جمال شاهى كه توئى!
بيرون ز تو نيست، آنچه در عالم هست
از خود بطلب، هر آنچه خواهى كه توئى!
و تعليم اسماء كه خداى تعالى مىفرمايد: «وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها» [١]، يك وجهش اين است كه تعليم تكوينى باشد، اسماء موجودات را كه مثلا تغذيه را و هر گونه شهوت را كه در وجود انسان گذارند، معنى و مصداق الفاظ موضوعه براى براى صنوف تغذيه و فنون شهوت را مىرسد، وگرنه مثل طوطى خواهد بود كه معانى الفاظ را با تقليد بگويد، قال تعالى: «وَ لَقَدْ خَلَقْناكُمْ ثُمَّ صَوَّرْناكُمْ ثُمَّ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ». [٢]
وجه ديگر آنكه: تعليم تكوينى اسماء الهى باشد كه آدم را «مظهر اعظم» و «آئينه أتمّ» قرار داد، براى اسماء و صفات خود، چنانكه در حديث است كه: «تخلّقوا باخلاق الله» [٣]، و آدم، بالفعل همه اسماء و صفات جماليّه و جلاليّه را مجلى و مظهر است:
بيت
چو آدم را فرستاديم بيرون
جمال خويش بر صحرا نهاديم
مصرع: أيّها المستام، بشرى ارتخص! [٤]
تتمّه: «حسّ مشتركه» را، از راه ديگر هم، «مشترك» گويند كه مانند آيينه مىباشد كه دو روى داشته باشد؛ يك روى به مشاعر «ظاهره» دارد و يك روى ديگر به مدارك «باطنه». پس، آنچه متخيّله تركيب مىكند، چه در بيدارى و چه در خواب، و آن چه تصوير مىكند، از رقايق حقايق و محاكات معانى- كه در عقل واقعاند- همه را «حسّ مشترك» ادراك مىكند و منتقش گردد، در روى داخلى آيينه وجودش و حفظ اينها مثل حفظ اندوختههايى از خارج، با «خيال» است، و بعد از آن كه
[١] - بقره/ ٢٩.
[٢] - اعراف/ ١٠.
[٣] - «اسفار» ج ١/ ٣٠.
[٤] - ترجمه: مشترى!مژده بده كه ارزان شد!