أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٥٨٧
باطن ارض. و در بعض سجدات مسنونه با تسنين افتراش به صدر بر وجه مسجد، اشارت آكد است.
و جلوس در «تشهّد» و «سلام»، اشارت است به عبادت معادن و جمادات كه حركات «اينيّه» و «وضعيّه» و «كميّه» در اينها منقطع شدهاند، و گويا غش كردهاند، از قوّت و ارادت و قلّت ظرفيّت اينها. پس، اين است، شطرى از جامعيّت نماز، و جامعيّت تو كه هيكل توحيدى! بيت
ظاهرت جزو است و باطن، كلّ كل
خويش را قاصر مبين، در عين ذلّ
و چون، صمت از باطل و و امساك از اكل و شرب و فعل منافى كه عدميّاتاند و چه بسيار عدميّات كه منشأ وجودى هستند، چون معدّ و رفع مانع و «تخليه» از رذايل كه شرط «تحليه» به فضايل است. بلكه نماز مشتمل است، بر همه اركان اسلام و فروع دين؛
امّا اشتمال آن به «روزه»، پس ظاهر است، به حسب كفّ از مفطرات، در حال نماز، و امّا بر «زكات» نيز، به حسب قرائت: «مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ» [١] و اينكه اوست مالك وجود الآن- چنانكه بيايد- و به حسب قرائت به صدق: «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ». [٢]
و امّا بر «حجّ»، به سبب توجّه به قبله- كه كعبه است- و توجّه به صاحب خانه كه در دل است و «دل»، عرش مجيد اوست و اورنگ سلطانى او، در دل عبد مؤمن است: «لا يسعنى ارضى ...»- الحديث- و اطلاقات «عرش» را، جاى ديگر گفتهايم. و امّا اشتمال نماز بر «جهاد»، به سبب آنكه فرموده حضرت ختمى است كه: «رجعنا من الجهاد الاصغر الى الجهاد الاكبر». [٣]
تو را با ديگران، جنگ است و دشمن در بُنِ خانه
بگرد نفس خود برگرد، اگر در بند پرخاشى
و هويداست كه با جميع عساكر، از جوارح و قواى روحانى و جسمانى، در
[١] - حمد/ ٣.
[٢] - حمد/ ٥.
[٣] - «وسائل الشيعة»، ج١١/ ١٢٢ و ١٢٤، «بحار الانوار» ج ٧٠/ ٦٥ و ٨٢، «معانى الاخبار»/ ١٦٠، «اربعين»-شيخ بهائى-/ ٥٨١.