أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ١١٥
باب دوّم در معرفت صفات و در آن، چند فصل است:
چون برخى از [مباحث و مسائل] علم توحيد [را] آورديم، شروع كنيم در ذكر شطرى از علم اسماء و صفات كه بعد از علم توحيد، اشرف [١] از علم «اسماء» و «صفات»، علمى نيست. پس گوئيم: خدا را دو گونه صفات است كه بلا تشبيه به مثابه دو گونه اوست:
يكى: صفات جمال.
و ديگرى: صفات جلال.
و به عبارت ديگر:
صفات ثبوتيّه و صفات سلبيّه.
و در نزد عرفاء، دو تقسيم ثنائى ديگر [نيز] هست، سواى اين تقسيم، به: صفات «لطفيّه» و صفات «قهريّه». و ديگرى، تقسيم به: صفات «تنزيهيّه» و صفات «تشبيهيّه». و بازگوئيم: صفات ثبوتيه خدا، سه قسم است؛ يكى: حقيقيّه محضه و دوّم: حقيقيّه ذات اضافه، و سيّم: اضافيّه محضه. امّا صفات جمال آن است كه تجمّل و بهاء ذات، به [سبب] آنهاست، چون «علم» و «ارادت» و «قدرت» و مانند اينها. و امّا صفات جلال آن است كه تجليل و تمجيد ذات اقدس به آنها كنند، چون:
«سبّوح، قدّوس، ربّ الملائكه و الرّوح» [٢]، چه قدّوسيّت و سبّوحيّت، تنزّه از مواد و عوارض جسمانيّه است، بلكه از ماهيّت، پس صفات جمال، با صفات ثبوتيّه يكى است و صفات جلال [نيز] با سلبيّه، چه به سلوب كه گوئى: «ماهيّت» ندارد و
[١] - شريفتر.
[٢] - «بحار الانوار»، ج٩٥/ ٤١٠.