أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٢٨١
كنى طرفى از آن را، به چيزى. و بعضى گفتهاند كه: از براى هر صورتى، صدائى است و در بيوت شنيده نمىشود، به سبب قرب مسافت. پس، گويا در يك زمان واقع مىشوند، اين است كه صوت مغنّى، در بيوت اقوى است، از صوت او در صحرا.
و چون صدا عكس نداست و حكايتى از آن، چون عكس در ديدنىها- كه نمودارى است از عاكس- پس، در شنيدنىها نيز تشبيه مىشود، در مقام توحيد، در كلام عرفا ماهيّات امكانيّه اعتباريه به آن، و وجود اصيل، از جهت وجه اللهى به ندا، چنانكه جامى- قدّس سرّه السّامى- گويد:
بيت
از نداى تو در افتاد، صدائى به حرم
خواست صد نعره لبيك، ز اهل عرفات
پنجم: قوّت باصره است و آن قوّتى است گذارده شده، در روح بخارى كه در [١] مسمّى به «مجمع النّورين» و «ملتقى العصبتين» است و آن، چنان است كه دو عصبه مجوفه رستهاند، از غور به طنين مقدّم دماغ. و آنكه از طرف راست رسته، به جهت چپ رود و آنكه از طرف چپ رسته، به جهت راست رود، تا با هم ملاقات كنند و در موضع ملاقات تجويف، هر دو يكى شود و «عرش» و «سرير» قوّت باصره، آنجاست.
و بعد از ملاقات، آنكه از طرف راست آمده، به حدقه يمنى آيد و آنكه از طرف چپ، به يسرى، به حيثيّتى كه شكل صليبى پديد آيد، مثل دو «دال» كه پشت به پشت باشند. پس، نور به حدقتين، از نزد تخت سلطان دحو شود.
و در تركيب عين، عجايب صنعى [فراوان نهفته] است، مجملى [از آن] ذكر شود، باكى نيست كه باعث زيادتى بصيرت است. پس، بدان كه: «عين» مؤلّف است، از هفت طبقه و سه رطوبت.
[١] - «در» زايد به نظرمىرسد.