أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٦٠٢
كرسى «لا»، مثلّثى است صغير
اندر آن، مضمحل جهانِ كبير
عقل داند ز تنگى هر كنج
كه در آن نيست «ما» و «من» را كُنج
هست اين ميوه، تلخ اوّل بار
آخر آرد، حلاوتِ بسيار
مراد به تلخى اين «ميوه»، لا شيئيّت «نفى» و «شريك» و «عدم» است و به حلاوت آخر، اثبات و خيريّت وجود است. ميوههاى صورى نيز، اوّل تلخى و عفوصت دارند، و آخر، شيرين و عذب مىشوند.
مسألة: چون فارغ شديم از كلام در مقدّمات، شروع مىكنيم در ذكر مقارنات
و آنها هشت چيزند كه واجباند: «قيام»، «نيّت»، و «تكبيرة الاحرام»، و «ركوع»، و «سجود»، و اين پنج فعل، ركن مىباشند.
و «ركن» آن است كه با ترك آن، نماز باطل مىشود، هر چند سهوا باشد، به خلاف غير ركن، و مراد به ركنيّت «قيام» آن، قيام در حال تكبيرة الاحرام و قيام متّصل به ركوع است، و از ركنيّت «سجود» هر دو سجده است، نه يكى. و سه فعل ديگر كه: «قرائت»، «تشهد»، و «تسليم» باشد، غير ركناند.
سرّ: اين فروض ثمانيّه- كه مقارنات نمازند- انوارند و نيّرات، در هشت در بهشت. چه مزاولت صلاة هشت مدرك را، منوّر مىكند كه «مشاعر ظاهره» و «حسّ مشترك» و «وهم» و «عقل» باشند. چه، پيش از اين دانستى كه: هرگاه مدارك سبعه جزئيّه صرف شوند، فيما خلقت لاجله، و استعمال شوند در ادراك آيات آفاقى و انفسى و در مرضات الهى- چنانكه معنى «شكر» مصطلح علم تهذيب الاخلاق است- و عقل بالفعل شود، منشأ ورود بر هشت در بهشت شوند.
و نعوذ باللّه، اگر عقل بالفعل نشود و اصلاح نپذيرد و آن هفت مشعر، استعمال شوند، نه در آنچه براى آن خلق شدهاند، منشأ ورود بر هفت در دوزخ شوند!
مسألة: اوّل از مقارنات، «قيام» است
، و اگر عاجز باشد از قيام در كلّ، قيام در بعض واجب است، و اگر عاجز باشد از قيام بالاستقلال، تكيه كند به چيزى، و اگر عاجز باشد، بنشيند باستقلال، و اگر عاجز باشد از قعود، تكيه كند، و اگر عاجز