أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ١٠٤
وصف عنوان «بسيط الحقيقة» معنون شده. [١]
و چون صدر المتألهين الشيرازى- قدّس سرّه- تركيب از «وجود و عدم» لازم آورده در اين برهان در كتب مبسوطه و مختصره خود، بعضى از كسانى كه تدقيقى نداشتهاند، اعتراض كردهاند كه: اين چه تركيبى است؟ «عدم»، نفى محض و باطل صرف است، چيزى نيست كه منشأ تركيب شود! جواب [از اين اشكال] آن است كه:
تركيب آن است كه از «چيز» و «ناچيز»، وجودى باشد. و كدام عقل منحصر كرده شيئيّت را در شيئيّت وجود؟ آيا نشنيده [اى] قول حكما را [كه] گفتهاند:
«شىء»، يا واجب الوجود است، يا ممكن الوجود، يا ممتنع الوجود. پس ممتنع، معدوم باللّزوم است و شيئيّت وجودى و ماهيتى، هيچ كدام [را] ندارد و نيز نشنيده [اى] قول حكما را كه [گفتهاند:] «ممكن، زوج تركيبى است» [٢] و يك جزء آن، شيئيّت ماهيت است كه اگر «عدم» نيست، «وجود» هم نيست و اين، تركيب و زوجيّتى است، سارى در همه ممكنات و «شرّ التّراكيب، هو التّركيب من الوجود و العدم، اذا كان العدم، عدم الفعلية»، بلكه نيست تركيبى، مگر اين، زيرا كه «تركيب» دو سنخ مىخواهد و «وجود»، بنابر تحقيق، يك سنخ است. پس، تركيب از «وجود» و «وجود» نشايد.
و امّا از «وجود» و ماهيّت، مرجعش به سوى تركيب از «وجود» و «عدم» است.
پس، وجودى كه فقد فعليّتى داشته باشد، مركّب است از وجودى و حدى در هويّتش.
- و اگر بگوئى كه «واجب الوجود» را صفات سلبيّه هست،- گوئيم: بلى، ولى سلب سلب است و سلب نقايص و حدود است و برگشت او به «وجود» است. و اراده كنند به دوّم- كه «وحدت در كثرت» باشد- مقام ظهور و وجه اللّه را، و اين نيز دو مقام است؛ يكى مقام ظهور به اسماء و صفات حسناى
[١] - موضوع خيلى جالباين است كه: «بسيط الحقيقة»، دقيقا با عبارت قاعدهاى خود، پيش از ارسطو در«اثولوجيا» نيز آمده است!
[٢] - «قواعد كلى فلسفىدر فلسفه اسلامى»، ج ٢/ ٤٧٠- ٤٨٢.