أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٤٧٩
پنجم- ردّ شهادت او.
ششم- عدم استحقاق نبوّت، چه مذنب ظالم است، و قال تعالى: «لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ». [١]
- اگر گويند: مراد حق تعالى، عهد «امامت» است، لقوله تعالى: «إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً». [٢]
- گوئيم: مراد به امامت، «نبوّت» است، چه ابراهيم عليه السّلام «نبى» بود، يا امامت مطلقه است كه مرادف خلافت و ولايت مطلقه است، و «كلّ نبىّ ولىّ» [٣]، و اگر مراد امامت خاصّه باشد- كه دون نبوت است- به طريق اولى، مطلب ثابت است. و در دلالت اين ادلّه بر نفى كبيره- سهوا- و بر نفى صغيره- عمدا- نظر است، چه اتّباع، پيش از بعثت واجب نيست و بعد از بعثت واجب است در آن، چه متعلّق است به شريعت و تبليغ احكام. و انكار بر نبى صغيره را، نشايد، خاصّه شايد از خصايص نبىّ باشد.
موسى عليه السّلام را نمىرسد انكار قتل بر خضر عليه السّلام، با آنكه از «اولى العزم» بود، پس امّت را بر پيغمبر خود، چگونه انكار و اعتراض رسد، و شهادت مردود نمىشود با ارتكاب صغيره، بلكه با ارتكاب كبيره هم با انابت و استحقاق عذاب، و از حزب شيطان بودن، و ظلم و نحو اينها، لازم نيايد به مجرّد صغيره، بلكه به كبيره همه با انابت، پس دليل بر عصمت، طريقه انيقه است كه گذشت، نه اينها.
هداية: آن چه در قرآن مجيد آمده است، از نسبت معصيت به انبياء عليه السّلام و ذكر توبه و استغفار و مغفرت، محامل دارد كه در مواضع ديگر به تفصيل مذكور است، و مجملا در نزد اشاعره، محمول است بر صدور صغيره سهوا، و يا بر صدور ذنب، قبل از بعثت، مثل برادران يوسف عليه السّلام بنا بر قول به نبوّت ايشان، و در نزد اماميّه- رضى اللّه عنهم- محمول است بر ترك اولى، و در سيّد انبيا عليه السّلام محمول بر آن كه:
شايد توجّهى به ماسواى حق، از آن جناب صادر شده باشد.
[١] - بقره/ ١١٨.
[٢] - بقره/ ١١٨.
[٣] - لكل نبى شريعة وطريق، «بحار الانوار»، ج ٢٢/ ٦٥.