أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٣٨
الواث باطنه و خباثات نفسانيّه، تا محل واردات قلبيّه شود و متخلّق به اخلاق اللّه گردد كه عرش بايد به صفت ذى العرش وسعت او باشد .. [١]
- تكثير هيچ چيز از تو، مثل تكثير «ذكر»، مطلوب حق تعالى نيست ... تا به جايى رسى كه وجودت، عين ذكر حق شود.
آنان كه از شراب تو مدهوش گشتهاند
از ياد غير، جمله فراموش گشتهاند
دو عالم را، به يك بار از دل تنگ
برون كرديم، تا جاى تو باشد
[٢]- «خودپرست» بدتر است از «بتپرست». [٣]
سبزوارى با تكرار سخن اخير، اثبات كرده است، به اين مضمون كه «خودپسندى» پليدتر و ناپسندتر از «بتپرستى» است، اعتقادى بس راسخ دارد.
او در حقيقت، اين موضوع را تا حدّ يك «عقيده» مورد تأكيد قرار داده است. از نظر حكيم: «در آن كه استعداد نيست، استحقاق نيست، و طلب كاذب، در واقع طلب نيست». [٤]
او طبق انگارههاى عرفانى خود، انسانها را به گام برداشتن در چرخه «سير الى اللّه» مىخواند، آنجا كه صميمانه مىگويد:
«ركوع «فنا» ست و سجود «فناى از فنا»، در خدا گم شو! كمال اين است و بس (اين [معنى سجده] اوّل است). گم شدن [را] گم كن، وصال اين است و بس! [٥]
در گفتارهاى نكته دار و درسآموز او، دعوت به پيوستن به كوى دلدادگان و معناپيشگان و تحريض به گام سپارى در سر سراى جانان، كم نيست و چه بسيار موارد كه با ندايى روحانى، از مخاطبانش مىخواهد گامى بردارند و تحوّلى را پذيرا شوند:
پس به خود آ، تا با خدا باشى، چنانكه خدا با توست در همه حال، و نيست كامل، آنكه خدا با اوست، اوست كامل كه او با خداست. [٦]
موضوع جالب اين است كه سبزوارى، بسيارى از تلقّىهاى عرفانىاش را، با
[١] - همان/ ٤٧٢.
[٢] - همان/ ٤٧٥.
[٣] - همان/ ٤٨٥.
[٤] - همان/ ٥٤٥.
[٥] - همان/ ٥٢٧.
[٦] - «اسرار الحكم»-نسخه مستوفى-/ ٧٠.