أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٢٨٨
و مبصر بالذّات و محسوس بالذّات و مدرك بالذّات نيز، دو معنى دارد: يكى حاضر در نزد مدرك اوّلا، و به اين معنى صادق است بر «ما به الابصار» و «ما به الانكشاف»، و ديگرى آنكه صورتش نزد مدرك و عالم حاضر باشد، و به اين معنى، بر شىء خارج صادق است. چه آن خارجى، چيزى است كه صورتش در نزد عالم حاضر است، نه بر داخل.
چه، براى صورت، صورتى نيست و الّا تضاعف صور مىشود، الى غير النّهاية، و بعبارة اخرى: مدرك بالذّات، آن است كه «ما فيه ينظر» باشد و اين هم بر خارجى صدق كند. چه، داخلى «ما به ينظر» است، نه «ما فيه ينظر» و وجودى ندارد، مگر به طور حكايت و نمود.
و در اين سؤال و جواب، تفاوت نيست ميانه دو طريق كه «انطباع» و «انشاء» باشند. و اين انشاء و جعل و همچنين، محسوس «بالذّات» و «بالعرض» از احكام مشتركه محسوسات خمسه است كه آن، صورت منشأ نفس محسوس بالذّات است در هر يك، و آن ذو الصّورة، محسوس بالعرض و امر به عكس است، بنا بر معنى دوّم.
فصل: بدان كه معنى ديگر نيز هست، براى محسوس بالذّات و بالعرض، و آن معنى، آن است كه: اثرى در نزد حسّ داشته باشد و وصف آن به محسوسيّت، وصف به حال خودش باشد. اين، محسوس بالذّات است و اگر اثرى در نزد حسّ نداشته باشد و وصف آن به محسوسيّت، وصف به حال متعلّقش باشد، محسوس بالعرض است.
و به عبارت ديگر: محسوس «بالذّات» آن است كه در اتّصاف به محسوسيّت، واسطه در عروض نداشته باشد، كو واسطه در ثبوت داشته باشد، و محسوس «بالعرض» آن است كه واسطه در عروض داشته باشد و اتّصاف، مانند اتّصاف جسم به حركت عرضيه باشد، چون اتّصاف جالس سفينه، به حركت.
مثلا مىگوئى: «ديدم پدر زيد را» و معلوم است كه شخص او را ديده، و صورت