أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٣٨٣
چه در صعود. و وقوع وبائى و طوفانى كه در همه انواع بريّه و بحريّه فاسدات اكثر باشد، غير متحقّق است. انواع عالم را، هزار و چهارصد دانند، هشتصد را «بحريّه» و ششصد را «بريّه» گرفتهاند، اگر بالفرض، آفت به همه بريّه سرايت كند، به بحريّه نخواهد كرد. هر چند، اين كلام برهانى نيست، ليكن، توان برهان گفت كه:
عقول عرضيّه، طبقه متكافئه- كه انواع جوهريّه، اظلال آنهايند- فعّالهاند و هميشه در اين عالم اظلالى دارند، و نوع هر يكى محفوظ است به تعاقب اشخاص آن انواع.
امّا برهان عدم تذكّر شيئى از احوال كه در ابدان سابقه بوده؛ بيانش آن است كه:
اگر نفس منتقل شده باشد از ابدان ديگر، بايد چيزى از گذشت در آن ابدان را متذكّر باشد، خاصّه بنابر تحقيق كه محلّ علم و ادراك و تذكّر و شوق و عشق و تحريكات جوهر نفس است و «لازم» باطل است، قطعا.
- اگر بگوئى كه: كليّات معقوله كه در بدن «منتقل اليه» مىداند، بعينها كليّات معقوله است كه در بدن «منتقل منه» است و آنچه از باب معقولات است، جميع را متذكّر است.
- گوئيم: معقولات، احوال بدنيّه نيست و كلام، در احوال بدنيّه و تذكّر جزئيّات است، به علاوه آنكه كليّات هم به ادراك جديد و كسب مستأنف حاصل مىشود و اگر به تذكّر باشد، حاجت به كسب نيفتد.
و بسيارى از تناسخيّه، به آيات كتاب الهى متمسّك شدهاند، مثل قوله تعالى:
«كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها». [١] پس، «جلودهم» را، ابدان منتقل منها گيرند و «غيرها» را ابدان منتقل اليها. و [در خصوص] قوله تعالى: «كُلَّما أَرادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْها»، [٢] گويند: از دركاتى كه ابدان حيوانات صامتهاند: «أُعِيدُوا فِيها» [٣] كه طبقه ديگر باشد، چه ظلمات اجنّه حيوانيّه جذابيّت دارند نفوس را، به سبب هيئات رديّه و نفوس فاجره و كافره انجذاب، چنان كه از تناسخيّه نقل كرديم.
و قوله تعالى: «وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ يَطِيرُ بِجَناحَيْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ»، [٤] اينها
[١] - نساء/ ٥٩.
[٢] - حجّ/ ٢٢ و سجده/٢٠.
[٣] - سجده/ ٢٠.
[٤] - انعام/ ٣٨.