أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٤٣٤
الْمَنْفُوشِ» [١]، فنائى و تلاشى است، نه چون اوّل كه «عهن منفوش» صوف مندوف است، و جائى فرموده: «وَ كانَتِ الْجِبالُ كَثِيباً مَهِيلًا» [٢] در مبادى فناست، تصغير و تحقيرى است، كبر آنها را، چنانكه مأثور است كه: «عظم الخالق، يصغّر المخلوق فى عينك» [٣] چه، «كثيب»، تل است.
بعض مفسّرين گفته است: «يجعل اللّه تعالى يوم القيامة الْجِبالُ كَثِيباً مَهِيلًا، ثمّ منفوشا ثمّ هَباءً مَنْثُوراً» [٤]، اشارت به ترتيب در فنا كرده. [طبق نظر] اين مفسّر، پس معنى آيه، نه اين است كه: در قيامت كبرى جثمانى، چه جاى كتمانى يا علايمى از اعلام باقى مىماند كه بايد كلّ كائنات، بل ممكنات فانى شوند «مادّة» و «صورة» و «ماهيّة» و «وجودا».
و بر جبال قياس كن، باقى را كه در تجلّى اعظم، جميع ممكنات ممحوقاند و تجلّى او واحد عدى و محدود نيست، «منتهى» مثل «مبدأ» است، بل المنتهى هو المبدأ بعينه، و اگر از علم تأويل سهمى دارى، چنانكه حضرت ختمى صلّى اللّه عليه و آله در حق امير المؤمنين عليه السّلام يا در حقّ ابن عباس- رضى الله- دعا فرموده كه: «اللهم فقّهه فى الدّين و علّمه التّأويل» [٥]، جايز است كه شامل باشد، آيه جبال «انانيّات» را و اعلام نفوس كليّه را، و «قاع» نيز شامل باشد، شيئيّت ماهيّت را كه در مرتبه خود صاف و ساده است، از هر دو متقابلى، چه «وجود» و چه «توابع وجود».
و «كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ» [٦] شايد موجوداتى باشد كه به رياضات شرعيّه مصطفويّه و تعبات طريقتيّه مرتضويّه، وجود خود را حلّاجى مىكنند، تا نفى هستى كنند، و «كثيب» آن باشد كه در كموكاست اندر است، تا جيل انانيّت در صغر جمل شود:
«حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِياطِ». [٧]- مجملا-
مثنوى
[١] - قارعه/ ٥.
[٢] - مزّمّل/ ١٤.
[٣] - عظم الخالق عندكيصغر المخلوق، «بحار الانوار»، ج ٧٥/ ١٠٩.
[٤] - فرقان/ ٢٥.
[٥] - «بحار الانوار»، ج٦٩/ ٩٢.
[٦] - قارعه/ ٥.
[٧] - اعراف/ ٣٨.