أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٦٠٥
طرح كونين كردم، و اينكه صفر الكفم و دستم خالى است.
مسأله: چهارم قرائت حمد است
، واجب است در ثنائيّات، و در دو ركعت اوّل از رباعيّات، و از ثلاثيّه، و مخيّر است در غير اوليّين، بين حمد و تسبيح اربع، و واجب است خواندن سوره با حمد در فرايض، با اختيار و وسعت وقت و واجب است جهر به قرائت، در [نماز] صبح و مغرب و عشاء بر مرد و اخفا در بواقى.
سرّ: قرائت قرآن، مطلقا تفضيل دارد بر خواندن بسيارى از ادعيّه و اوراد، زيرا كه لسان «عبد»، نايب مىشود از لسان «حق» در خواندن، زيرا كه ادعيّه و اوراد، از كلام عبد است و قرآن، كلام الله است، خاصّه در عبدى كه نيست او را به جز مجلويّت و كالميّت بين يدى الغسّال است، و عبد محض است كه: «لا يملك شيئا». قال اللّه تعالى: «وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجارَكَ، فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ». [١]
اين همه آوازها، از شه بود
گرچه از حلقوم عبد اللّه بود
و گذشت كه: «عبد اللّه» لقب انسان كاملى است كه متعلّم به همه اسماء حسناى الهى باشد بالفعل و: «العبوديّة جوهرة كنهها الرّبوبيّة» [٢]، و امّا لزوم قرائت حمد در هر نماز كه: «لا صلاة الّا بفاتحة الكتاب»، خواه واجب باشد، چنانچه در فرايض [است]، يا شرط صحّت باشد، چنانكه در نوافل، به حيثيّتى كه «سورة الصّلاة»، بلكه لفظ «الصلاة» بدون اضافه سوره بر آن اطلاق شده، به جهت آن است كه جامعيّت دارد.
و در اخبار آمده كه: آنچه در قرآن است، در فاتحه است، به اعتبار اشتمالش بر اصول آنچه در قرآن است، چنانچه بيضاوى و غير آن گفتهاند. و از اينجا است كه «امّ القرآن» و «سورة الكنز» و «الوافية» و «الكافية» گويندش و غير اينها نيز، اسماء كثيره حسنى دارد.
[تفسير آيات سوره حمد]:
- «الحمد للّه ربّ العالمين»: مراد آن است كه هر محموديّت، چه براى خدا باشد و چه به ظاهر براى غير باشد، در حقيقت براى خداست. چه، اگر بر فضايل است و
[١] - توبه/ ٦.
[٢] - «مصباح الشريعه»/١١٤.