أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٣٧٩
جنسيّت است: «قابل» لطيف، براى «مقبول» لطيف، و كثيف براى كثيف [١]، مثل «عناصر» براى اخلاط و غليظ اخلاط براى اعضاء، و لطيف آنها براى روح بخارى، و روح بخارى به مراتب مختلفه در لطافت، براى قواى مختلفه در شرافت.
و هر قوّتى مادّه مناسبه است، براى صور مدركه خود، تا مىرسد به عقل هيولانى كه هيولاى معقولات مجرّده است، چقدر برترى دارد بر هيولاهاى محسوسات بالذّات، چنانكه آنها برترى دارند، بر هيولاهاى محسوسات بالعرض؟
پس، نفس بمراتبها صورت است، براى بدن بمراتبه، و هر يك، حركت ذاتيّه استكماليّه دارند و قوّت در هر يك، به ازاء قوّت در ديگرى است و فعليّت در هر يك، به ازاء فعليّت در ديگرى.
پس، چنانكه بدن را مراتبى است، از «صبا» و «طفوليّت» و «شباب» و «كهولت» و «شيخوخت»- با عرض عريضى كه در هر مرتبه است- همچنين، نفس را مراتبى است به ازاء اينها و نفس و بدن- هر دو- اوّل بالقوّهاند، در همه اين مراتب و احوال، و هر دو از قوّت به فعليّت خارج شوند، به تدريج. و هيچ نفسى نيست كه از قوّت به فعليّت نيايد، چه در «سعادات» و چه در «شقاوات»، چه در مظهريّت «لطف» و چه در مظهريّت «قهر»- كما مرّ-
پس، اگر نفس بعد از آنكه بالفعل شده، بعد از خرابى بدنش تعلّق بگيرد به جنين- مثلا- تطابق و سنخيّت ميانه «صورت» و «مادّه» نباشد، چه اين نفس «بالفعل» شده و اين جنين «بالقوّه» است در مراتب بدنيّه. و اگر نفس برگردد و رجوع قهقرى كند، امحل از آن باشد، چه نفس انسانيّه، در نزد حدوثش «مجرّد الذّات» بود و «مادىّ الفعل» و بعد از استكمالات و فعليّات، «مادى الذّات و الفعل» جميعا شد كه نفس حيوانى را چنين دانند و عنايت همه چيز را تكميل كند و به غايت رساند و قوّتها را به فعليّت رساند، نه عكس: «وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا». [٢]
بلكه، تعلّق «نفس» به «بدن»، ذاتى است و اتّحادى كه طبع مرتبه [اى] از اشراقات نفس است و بدن، درجه نازله از نفس، و فعليّت اين يك، عين فعليّت آن
[١] - قابل كثيف براىمقبول كثيف.
[٢] - احزاب/ ٦٢.