أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٦٣٩
نه مقامى است در آدم مقام معدن و نبات به ازاى نقدين، و محرّكه عامليّه و محرّكه شوقيّه و مدركه جزئيّه، به ازاى انعام ثلاثه و عقول اربعه كه حاصل مىشوند از حركات و ادراكات جزئيّه و تصرّفات متصرّف به منزله غلات اربع در خرمن و انبارند. مثنوى
گر، نه موشِ وهم، در انبار ماست
گندمِ تحصيل چلساله كجاست؟
[١] و به وجهى، عقول اربعه و معقولات متّحده با آنها، جميعا غلاتند و انبار غلاتند كه داراى اينهايند به نحو أتمّ، چون روح القدس و عقول فعّاله كه خزائن صورند، به لسان قرآنى، قال تعالى: «وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ». [٢] وجه ديگر، در تسعه انسانيّه آن است كه: رؤساى قواى نباتيّه سه تاست؛ غاذيه و ناميه، و مولّده. و قواى حيوانيّه سه تاست؛ مبدأ ادراك، و مبدأ شهوت، و مبدأ غضب. و عقل او سه مرتبه دارد: عقل بالملكه، و عقل بالفعل، و عقل مستفاد. و امّا عقل بالقوّه- كه عقل هيولانىاش گويند- در شمار نمىآيد، چرا كه: «قوّة الشّيء ليست بشىء»، سيّما در مقام زكوى بودن آن.
پس، مىگوئيم: چنانكه نعمتهاى ظاهرى زكات دارد، نعمتها و آلاء باطنى نيز «زكات» دارد، و زكات آنها را بايد انفاق «فى سبيل اللّه» كرد و اطلاق آيه: «وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ» [٣] سيّما آيه: «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ»، [٤] شامل است اينها را و زكات اينها، صرف كردن اينهاست، در طلب ملايمات غير خود، از مستحقّين، قولا و حالا. پس، بايد صرف كند زكات «ابصار» را در امور مسلمين، سيّما فقرا و مساكين، و زكات «استماع» را، در شنيدن استغاثه ملهوفين، و هم چنين [است] در باقى مشاعر ظاهره.
و صرف كند زكات «تخيّل» را، در تنظيم امورشان به وجه احسن، و زكات «وهم» را، در ادراك محبّت به فقراء صاحب فقر «نورى» و فقر «صورى» و ادراك كراهت از
[١] - «مثنوى»، دفتر ١/١٠- رمضانى- ج ١/ ٢٥- نيكلسون- و ج ٢/ ١٠٢- جعفرى-
[٢] - حجر/ ٢١.
[٣] - سجده/ ١٦.
[٤] - آل عمران/ ٨٦.