أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٤٧٠
مِنْ أَمْرِهِ عَلى مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ». [١] هرآينه، مشاعر او نيز، از صورت متمثّله «ملك بين يديه» بهرهور گردد، چه هر معنيى را «صورتى»، و هر حقيقتى را «رقيقه» مىباشد.
پس، هيكل او را بيند به صورت اصبح اهل زمان، و كلمات او را- كه كلمات نازله من عند اللّه است و اكسيه و اكسون حقايق علميّه و معانى مجرّده است- در افصح عباراتى و ابلغ الفاظى شنود، و حضرت مصطفى صلّى اللّه عليه و آله جبرئيل عليه السّلام را به صورت «دحيه»- كه اصبح [٢] اهل آن زمان بوده- مىديده. پس، آن كلام، كلام خداوند است- جل شأنه- اگر چه نخست بر لسان جبرئيل و پس از آن، بر لسان بشرى حضرت جارى بوده، چه اينها از خود چيزى مشوب نكنند، زيرا كه جبرئيل عليه السّلام [به طور] دائم، غرق شهود حق تعالى است و نظر به هستى خود ندارد و حضرت نبى صلّى اللّه عليه و آله در مقام انسلاخ وجود كونى «كالميّت بين يدى الغسّال» است؛ از خود اراده و قدرتى و كلامى ندارد. مثنوى
اين همه آوازها، زان شه بود
گرچه از حلقوم عبد اللّه بود
[٣] پس، قواى ظاهره و باطنه نبى، مشايعت روح قدسى او كنند، به سبب انقياد فطرى و ترفّع و حريّت او از اكوان، و لامحاله ادراك كنند در عين يقظه «حقايق» و «معانى» را، به صورى كه به مراتب، اقوى از صور طبيعيّه باشند، اقوى بودن صور صرفه، از صور مختلطه- چنان كه گذشت-
و اين صور و رقايق، از باطن به «ظاهر» آيند، به خلاف صور ظاهريّه كه از ظاهر به «باطن» روند، و بعضى از متفلسفه، آن محسوسات حضرت نبى را، از مبصرات و مسموعات و غيرهما، از قبيل صور ذهنيّه دانستهاند، نعوذ باللّه تعالى من هذه العقيدة الفاسدة!
فصل: «ولايت»، اطّلاع بر حقايق الهيّه است
، از معرفت «ذات» و «صفات» و «افعال»، به نحو شهود. و «نبوّت» هم، اين است، مع شيئى زايد كه تبليغ احكام و
[١] - مؤمن/ ١٥.
[٢] - يعنى: زيبا ونورانى.
[٣] - «مثنوى»، دفتر ١/٤٠- رمضانى-