أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ١٨٦
حكايت كنند كه: قاضى عبد الجبّار معتزلى، وارد مجلس صاحب بن عبّاد شد، در حالى كه استاد ابو اسحاق اسفراينى آنجا حضور داشت. پس، قاضى گفت: «سبحان من تنزّه عن الفحشاء»! و استاد فرمود: «سبحان من لا يجرى فى ملكه الّا ما يشاء». [١] و در بسيارى از اخبار مأثور است كه:
هر چيز [ى كه در نظام هستى] واقع شود، به «علم» و «مشيّت» و «قدرت» و «قضا و قدر» و «اذن» خداست.
بلى! از جهت نقايص وجودات مقيّده، در استناد به حق وسايطى هست از قصور خود آن وجودات و توجّه تكليف و ترتّب ثواب و عقاب، به سبب اين وساطت است، و ليكن «وسايط»، بينونت عزليّه ندارند كه بينونت «صفتيّه» است، كما قال مولانا على عليه السّلام: « [معرفته توحيده و] توحيده تمييزه عن خلقه و حكم التّميز بينونة صفة لا بينونة عزلة». [٢] و بيان «توسيط» را تحقيق خواهيم كرد- ان شاء اللّه تعالى- و در مقابل قول معتزله است، قول اشاعره، به اينكه: «لا مؤثّر فى الوجود الّا اللّه». [٣]
و به اينكه:
ذوات و صفات و افعال و حركات، جميعا با اراده اوست و همه فعل اوست، بدون واسطه. و فاعلين، [نقش] فعلى ندارند و همه مجلاى صنع او و فعل اويند، و عادة الله جارى است كه اسباب را ايجاد كند اوّلا و مسبّبات را خود ايجاد كند ثانيا، در عقيب آن اسباب، و سببيّت نيست، مگر جريان عادة اللّه به ترتيب و تخلّف مسبّبات از اسباب، جايز است.
و وجوب و لزومى قائل نيستند، و از براى تصحيح «تكليف» و «ثواب» و «عقاب» به «كسب» قائل شدهاند. و «كسب»- در اصطلاحشان- مفسّر است، به آنكه:
چون عبد، تصميم عزل كند، بر طاعت خدا جارى شده است كه خلق كند فعل طاعت را، عقيب عزم او، و چون تصميم عزم بر معصيت كند، خلق كند خدا، فعل معصيت را،
[١] - اين ماجرا را شيخبهائى در «كشكول» آورده است.
[٢] - «بحار الانوار» ج٤/ ٢٥٣.
[٣] - «تفسير مثنوى»، ج١٣/ ٤٧٩ و ٤٨٠ و «جبر و اختيار»/ ٢٢٧.