أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٢٨٤
صحّت] است. چه، «سواد»، قبض نور بصر كند و جمع كند: «و يد اللّه مع الجماعة». [١]
- ششم، طبقه قرنيّه است و اين طبقه صلب است و مشف، مانند قرن ابيض كه رقيق شده باشد، به تراشيدن. و منشأش، طبقه صلبه است و اين، وقايه طبقات و رطوبات است، و از اين جهت كه چون «قرن» است و صاحب چهار طبقه است، چون قرن كه اگر به يكى آفت رسد، ديگرى سالم بماند، ناميده شده است «قرنيّه». و قرار داده شده شفّاف، تا حاجب ماوراى خود نباشد. و منزلش نسبت به جليديّه، منزلت مردمكى است، به شمع روشن.
- هفتم، طبقه ملتحمه است و آن، حجابى است غضروفى صلب، و پر است از لحم ابيض كه دسومت و چربى دارد، تا ملايم باشد چشم و پلك و خشكى نيابند از بسيارى حركات. چه، مختلط است به عضلى كه مقله را حركت دهد، و نيز بخشكد با ملاقات هوا و عنايت، نمكين دارد آن را، چه محافظت شىء «دسم»، به نمك مىشود. نمىبينى كه آب چشم شور است؟ و منشأ آن، نزد بقراط، غشاء مجلّل قحف است و اين طبقه ملتحم است، به دور قرنيّه و نپوشانيده آن را، چنانكه پوشيده نيست.
و بدان كه: ابصار را شرايطى است، مثل آنكه مرائى را بعد مفرط و قرب مفرط و صفر مفرط نباشد. و مقابل باشد، يا در حكم مقابل، چنانكه در رؤيت انسان، صورت خود را در مرآت. و تلاقى نورين باشد، اعنى؛ نور بصر و نور شمس، يا خلفاء آن و توسّط جسم شفّاف و نيز، بدان كه در كيفيّت ابصار، اقوالى است:
- يكى، قول به انطباع است كه مذهب طبيعيّين و مختار ارسطو و شيخ رئيس و غيرهما مىباشد، گويند:
بعد از تحقّق شرايط، افاضت شود صورتى از واهب بر جليديّه، و از آنجا، صورتى افتد و اينها، نه به طريق انتقال است، بلكه با اعداد و استعداد و فيضان از مبدأ فيّاض است.
- دوّم، مذهب رياضيّين است كه قائلاند به خروج الشّعاع از عين، بر هيئت
[١] - يد اللّه علىالجماعة، «بحار الانوار»، ج ٦٨/ ٢٨٩.