أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٦١٨
كند.
و ذكر يا تسبيح در سجود، مثل ركوع است، مگر اينكه تسبيح اكبر در سجود «سبحان ربّى الاعلى و بحمده» است، و مندوب است، به زمين گذاردن بينى و تخويه و تورك در جلوس بين السّجدتين و نيز مندوب است چهار تكبير اوّل، بعد از رفع از ركوع، دوّم بعد از سجده اوّل، سيّم پيش از سجده دوّم، چهارم بعد از رفع از آن.
سرّ: ركوع «فنا» ست و سجود «فناى از فنا»، در خدا گم شو! كمال اين است و بس (اين [معنى سجده] اوّل است). گم شدن [را] گم كن، وصال اين است و بس! ( [اين هم معنى سجده] دوّم است). اين بود كه گفتهاند: «سمع اللّه لمن حمده» [١] را «حق» مىگويد با لسان «عبد» و چنانكه هفت عضو از قالب بايد به زمين برسد و سجدهكننده هفت مرتبه، اعنى: لطايف سبع آدمى نيز بايد سجده كنند و «مضمحل» و «فانى» شوند، در سطوع نور حق تعالى كه «نفس» و «قلب» و «عقل» و «روح» و «سرّ» و «خفى» و «اخفى» باشند.
اين است كه مراتب ذكر به حسب اين مراتب، هفت است، مثلا اگر آدمى، در مقام قلب است، ذكر «قلبى» و اگر در مقام روح است، ذكر «روحى» و در سرّ «سّرى» و در خفى «خفوى». و فنا، «قرّة العين» عارفين است و از براى ايشان، در صلاة- كه معراج مؤمن است- دست مىدهد. پس، عارفين و محبّين، در نماز، غايب از خود مىشوند كه اگر جرحى و حزقى در آن حال به ايشان مىرسد، از خود خبر ندارند.
پيكان از جسد شريف جناب امير المؤمنين در نماز مىكشيدند، بس كه استغراق در حق داشت، باخبر نمىشد. جناب امام به حق ناطق جعفر الصّادق فرمود: «كرّرت ايّاك نعبد و ايّاك نستعين حتّى سمعتها من قائلها».
و نقل العارف الرّبانى، كمال الدّين عبد الرّزّاق الكاشانى، عن الشيخ الكبير شهاب الدّين السّهروردى- قدّس اللّه روحهما-:
«انّ لسان الامام جعفر الصادق، فى ذلك الوقت كشجرة موسى عند ندائه منها بانّى انا اللّه». و نعم ما قيل:
[١] - «بحار الانوار»، ج٨٥/ ١١٧.