أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٤٤٠
و جمع همه «جمع الجمع» است و اين [امرى] روحانى است. و امّا حساب صورى حقّ است، ولى محشورين دو صنفاند؛ صنفى حساب صورى ندارند، و اينها سه قسماند:
بعضى «مقرّبين» باشند كه در غايت تجرّد و تنزّه و معرفت عيانيّه بودهاند و:
«موتوا قبل ان تموتوا» [١] را مصداق بودهاند، و از فزع و صعق «نفخه صور»، مستثنى بودند- كما مرّ- «يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فِيها بِغَيْرِ حِسابٍ». [٢] نظير آنان كه در حق ايشان نازل شد كريمه: «وَ لا تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ» [٣]- الآية-
قسم دوّم، كسانى هستند از «اصحاب يمين» كه از بسيارى تقوا و پاكدامنى، آلوده نشدهاند اصلا به معصيت، و موفّق بودهاند، از براى اصلاح «عقل عملى» و اينها نيز:
«يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فِيها بِغَيْرِ حِسابٍ» [٤].
و قسم سيّم، كسانىاند كه نفوس ساده داشتهاند و صحايف اعمال آنها، از حسنات و سيئات- جميعا- خالى است، چون «مستضعفين». پس، جانب رحمت ارجح است كه: «سبقت رحمته غضبه»، و درياى جودش بىكران است و ساحت كرمش بىپايان: «فينالهم اللّه برحمته و فضل لم يمسسهم سوء العذاب». [٥]
و امّا صنف دويم كه «اهل الحساب» اند، آن كساناند كه: «خَلَطُوا عَمَلًا صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً». [٦] پس، مستوفيان ديوان قضا و قدر، به اذن خالق البشر، حساب آنان را استيفا كنند، از بعضى به مسامحه بگذرد، و از بعضى به مناقشه: «كما تدين تدان»، پس فريقى به جنّت مأمور شوند، و فريقى به عسير.
ايقاظ: هر كه خواهد از «محاسبه» يا «سوء الحساب» نجات يابد، به مضمون فقره حديث شريف: «حاسبوا انفسكم قبل أن تحاسبوا» [٧]، حال- همچون سلّاك- به مقام «محاسبه» و «مراقبه» درآيد، چه يوم القيامة روزى است كه مراتب اربع دهر و
[١] - «بحار الانوار»، ج٦٩/ ٣١٧ و ج ٧٢/ ٥٩.
[٢] - نساء/ ١٢٤، بدونكلمه «بغير حساب».
[٣] - انعام/ ٥٢.
[٤] - ... يُرْزَقُونَ فِيها بِغَيْرِ حِسابٍ،غافر/ ٤٠.
[٥] - آل عمران/ ١٧٤. درآيه دخل و تصرّف شده است.
[٦] - توبه/ ١٠٢.
[٧] - «بحار الانوار»، ج٧٠/ ٧٣ و ج ٧١/ ٢٦٥.