أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ١٧١
فايض گردد، از صور كليّه، اين نفوس، آنها را قابلاند، چه ادراك معقولات و عقول كليّه كنند كه طالب تشبّه به آنها هستند. پس، «تجرّد» دارند و از اين جهت، آنها «لوح محفوظ» اند از تغيّر و تبدّل.
- و ديگرى «لوح محو و اثبات» و اين نيز دو قسم است: يكى، «سماوى» كه نفوس منطبعه سماويه باشند كه به جاى «خيال» انساناند و صور بر آنها به طور جزئيّت فايض گردد و اين نفوس منطبعه را لوح «محو و اثبات» خوانند، زيرا كه در تغيّر و تبدّلاند، چه انطباع دارند با صور منقّشه خود، در اجسام متغيّره، زيرا كه افلاك به حسب جوهرات جسمانى، در تبدّلاند به علاوه تبدّل اوضاع.
و دوّم «ارضى» و شايد كه قول حق تعالى: «يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ» [١] اشارت به اينها باشد، مثل آيه شريفه: «ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها» [٢] كه شايد به حسب بعض وجوه تأويل، نسخ بعض آيات تكوينيّه نيز مراد باشد.
و امّا «علم قضائى»: پس آن، وجود صور جميع موجودات است، در عالم عقل به طور كليّت: «و حيطت دفعة واحدة دهريّة بلا زمان و لكن فى دهر ايمن اعلى». و آن صور قضائيّه عبارتند از: مثل نوريّه قاهره كه حقايق اين رقايق و انواعند و از صقع ربوبيّتاند و به آنها اشارت دارد، قول عارف رومى در «مثنوى» كه:
قرنها بر قرنها رفت، اى همام
و آن معانى، برقرار و بر دوام
شد مبدّل آب اين جو، چند بار
عكس ماه و عكس اختر، بر قرار
[٣] و «قضا» دو قسم است: «اجمالى» و «تفصيلى».
امّا [قضاى] اجمالى: وجود جميع صور و فعليّات است، در قلم اعلى و عقل اوّل دفعة واحدة دهرية، از حق دفعة واحدة سرمديّة كه اين هم يكى از القاب شامخه اوست- كما مرّ-
و قضاى تفصيلى دو قسم است: يكى عقول عرضيّه و مثل الهيّه كه هر يك
[١] - رعد/ ٣٩.
[٢] - بقره/ ١٠٠.
[٣] - «مثنوى»، دفتر ٦/٣٩٩- رمضانى- ج ٣/ ٤٥٣- نيكلسون- و ج ١٤/ ٢٦٥- جعفرى-