أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٣٧
آنجا كه تحت عنوان يكى از «سرّ» هاى «اسرار الحكم» اظهار مىدارد:
دو راهرو، در سير و سلوك تكليفى، بايد هم قدم باشند، تا توانى، در توان متطرّق نشود، و در عبادات تكوينيّه، هرگز مرد و زن برابر نبودهاند و «بالعدل قامت السّماوات و الارض» [١]، و عدل، وضع شىء است در موضعش. [٢]
او در اين عقيده خود نيز، پيرو بزرگان از فلاسفهاى است كه اين تفكّر و لوازم متعدّد آن را پيش از او مطرح كرده و تثبيت نمودهاند. آنها، مرد را جنس «عالى» و زن را، «سافل» دانستهاند و در ميان معتقداتشان، اين اصل نيز به چشم مىخورد كه:
«عالى را، التفات بالذّات به سافل نيست»! [٣]
نگرههاى عرفانى
وجود همه عالم، «كلام» است. [٤]
«اسرار الحكم»، انباشته از دريافتهاى ناب عرفانى است كه بزرگى فيلسوف، از راه «عقل» و «قلب» پذيرفته و مورد تأكيدهاى مكرّر قرار داده است. بخش بخش قلمپردازى سبزوارى در كتابى كه عنوان «اسرار» بر پيشانى دارد و حكمتهايى در فحاويش فاش گشته، نكات برجسته متعاليانهاى است كه به گفته خود او تنها: «بر السنه حكما و علماى اسرار، جارى است». [٥]
- اسقاط اضافات بكن، تا به آب حيات حقيقى برسى ... لمؤلّفه: با كه توان گفت، اين سخن كه: شه ما/ شاهد هر جائى است، و پردهنشين است. [٦]
- جائى كه خانه سنگ و گل را بايد تطهير داد از نجاسات ظاهره، البته خانه دل را كه: «لا يسعنى ارضى و لا سمائى و لكن يسعنى قلب عبدى المؤمن»، بايد تطهير داد، از
[١] - «شناخت اسلام»،بهشتى، سيد محمد، باهنر، محمد جواد و غفورى، على، بىتا، بىچا، دفتر نشر فرهنگاسلامى/ ١٢١ و «تفسير نمونه»، ج ١٨/ ٢٨١ و ٢٨٢.
[٢] - «اسرار الحكم»-مستوفى-/ ٥٠٩.
[٣] - همان/ ١٧١.
[٤] - همان/ ص ١٤٣.
[٥] - همان/ ٥٥٨.
[٦] - «اسرار الحكم»-نسخه مستوفى-/ ٤٦٢.