أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٦٢٣
بخواند كه: «اللّهم انت الملك الحقّ المبين» [١].
[تفسير مختصر دعا] يعنى: خداوندا! تو پادشاهى، نه چون پادشاهان عالم، صورت كه اضافه دارند به صور «بلاد» و صور عباد، بلكه تو مالكى، ملك وجود را، و جانها را، نه تنها را تنها، و مشرفى بر ضماير و مطّلعى بر سراير و وجود حقيقى در اول و آخر، تو راست. بيت
جان نهان در در جسم، و تو در جان نهان
اى نهان، اندر نهان، اى جانِ جان!
و اين اضافه صورى كه پادشاهان ظاهر راست، ظهور پادشاهى او، و انجامش به اوست كه: پادشاهان، مظهر شاهى حق. و «حق» معانى چند دارد. چه، گفته مىشود بر «شىء» موجود كه از حق به معنى «ثبت» است، و گفته مىشود بر موجود دائم، مثل «عقل كل» بلكه مثل «فلك»، و گفته مىشود، بر موجود حقيقى كه وجودش به ذات خود است، و گفته مىشود بر قضيه صادقه نيز. و حقّ حقيقى «حق» است، به معنى موجود و ثابت. و حق است به معنى دائم، و حق است به معنى واجب الوجود بذاته، و «حق» است نيز به اين معنى كه قضايائى كه تعبير از وجود او و صفات او مىشود به آنها، همه حقّاند و صدق.
و «مبين» از «ابانه» است، به معنى اظهار، و او حقيقت وجود و صرف وجود است و مطلق وجود «نور» است و نور، ظاهر بالذّات و مطهّر للغير است، و اين صفت ظهور و اظهار كلّ شىء، حقّ طلق وجوب است. چه، نور حسّى اگر چه ظهور و اظهارى دارد، ولى با «وجود» است و آن هم مقيّد است به همين مبصرات كه همين مبصرات را اظهار مىكند، نه مدركات ديگر را، از عالم «خلق» و «امر» و «فوق امر» و خلق كه حقيقت وجود: «نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» ٢، و نور عالمين؛ «خلق» و «امر» است.
و نور علم و ادراك كه ابانه اشيا و امتياز معلومات دهد، در نزد عالم مرتبه، از وجود است، خاصّه وجودى تجرّدى. چه، ادنى مراتب تجرّد، و چه اعلى مراتبش.
[١] - تعبير «ملك الحقّالمبين» در دو جاى قرآن آمده است: مؤمنون/ ١١٦، و طه/ ١١٤.