أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٣٩٦
«عمل»، يا كاملاند در «عمل» و متوسّطاند در «علم»، و يا كاملاند در «عمل» و ناقصاند در «علم»، يا متوسطاند در هر دو، و [سرانجام] يا ناقصاند، در هر دو! پس، اين اصناف، به حسب غلبه يا دوام تعلّق به يكى از آن عوالم سهگانه و آن مرابت، سه گونه پديد آيند كه آن ادراكات به منزله روزنههايند، به آن عوالم. پس، بر كسى غالب است، اتّصال نفس به جزئيّات حسيّه، و بر كسى غالب است اتّصال نفس به جزئيّات مثاليّه، و بر يكى اتّصال به عالم معنى، الى ما شاء الله.
پس، هر كه غالب باشد بر او، اتّصال به صور دنيويّه سرابيّه و اعمال مغيّا به غايات وهميّه، و قصر همّت بر التذاذ به لذّات عاجله حباب آساى دنيّه، از «اصحاب شمال» است و فردا، اليف حسرت و نكال است. و هر كه غالب باشد بر او، اتّصال به صور دائمه اخرويّه و طلب لذّات آجله، از «اصحاب يمين» است و در مآل، او را نعيم دائم و خلاصى از دوزخ حاطم است، و آنان كه عقل بالفعل و عقل مستفاد شدهاند، و از اهل معنى هستند، و اتّصالى بىتكيّف و بىقياس به معنى دارند، اهل «معاد روحانى» اند و بعضى از آنها، از شموخ همّت كه:
بيت
گفت: مغناطيس عشّاق الست
همّت عالى است، اصل هر چه هست
در اعمال، از نيّت محوضت قربت و از كثرت ذكر و فكر و حق، به «تخلّق» و «تحقّق» رسيدهاند: بيت
اين طايفهاند، اهل معنى
باقى همه، خويشتن پرستند
فانى ز خود، و به دوست باقى
اين طرفه كه نيستند و هستند
و ايناناند كه: «رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ» [١] را استحقاق و: «روح و ريحان و جنة نعيم» [٢] را استيهال دارند، و در حقّشان قائل گفته است:
خلاف طريقت بود، كاوليا
تمنّا كنند از خدا، جز خدا
و عارف رومى گويد:
از خدا، غير خدا را خواستن
ظن افزونى است، كلّى كاستن
[١] - آل عمران/ ١٣.
[٢] - واقعه/ ٨٨.