أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٥١
بسم اللّه الرحمن الرحيم سپاس بىقياس، ايزدى را سزاست كه در پرده حامديّت هر حامد و محموديّت هر محمود، نواى اوست. چه، فروغ هر جمال و جلال و زيب هر كمال، پرتو شعشعه حسن و بهاى اوست و هر نوال و افضال، ظلال فضل و عطاى اوست، و شكرگزارىها، براى اولياء نعمت، آيل به اوست. در حقيقت كه هر منعم، گداى در سراى اوست.
مثنوى
آنچه در چشم جهان بينت، نكوست
عكس حسن، و پرتو احسان اوست
گر بر آن احسان و حسن، اى حقشناس
از تو روزى، در وجود آيد سپاس
در حقيقت، آن سپاس او بود
نام اين و آن، لباس او بود
[١] بلكه وجود، سراسر، چه در نشآت معنى و چه در عوالم صور- كه شرح و فضايل او كند- خود، «حمد» و «ثناى» اوست: «انت كما اثنيت على نفسك». [٢]
بيت
ما را، چه حمد و ثناى تو بود؟
هم حمد و ثناى تو، سزاى تو بود
و درود نامعدود، بر مجمع محامد محمود حمد، «احمد»، و شرح اوصاف واحد احد، «الآية الكبرى» و «القلم الاعلى» و «الدّرّة البيضا» و صاحب مقام «او ادنى» [٣] و «ذو السّهم الأوفى»، محمّد المصطفى صلّى اللّه عليه و آله و بر آل او؛ بروج سپهر امامت و شموع بزم
[١] - اين ابيات درمثنوى يافت نشد، و پس از مراجعه مكرر به «از دريا به دريا» نيز، اثرى از آن درمثنوى مولوى به دست نيامد. به نظر مىرسد حكيم در انتساب آن به مولوى، دچار اشتباهشده است.
[٢] - «بحار الانوار» ج٧٨/ ٦٨، و ج ٧١/ ٢٣، و ج ٩٠/ ٢٦٧، و ج ٩٨/ ٢٤١.
[٣] - نجم/ ٩.أسرار الحكم ٥٢ مجلد اول از كتاب اسرار الحكم در حكمت علميه