أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٦٤٨
است، و در مأتين هم اربعين است. پس، اربعه و اربعين، دو عدد كاملاند و به اعتبارى يك عددند! اربعه تنزّل اربعين است و اربعين ترفّع اربعه، و در ارقام هنديّه به يك صورت مرقوماند و به وقوع در مرتبه اوّل و دوّم ممتازند. پس، چون «اربعه» عدد كاملى است، عدد اجزاى كلمه توحيد است كه تشريح مىشوند به «لا» و «اله» و «الّا» و «اللّه».
و نيز عدد مراتب توحيد است، توحيد «ذات»، و توحيد «صفات»، و توحيد «افعال»، و توحيد «آثار». و نيز عدد تجليّات اربعه است؛ تجلّى «ذاتى»، و تجلّى «صفاتى»، و تجلّى «افعالى»، و تجلّى «آثارى». و نيز عدد عوالم كليّه [نيز] چهار است: عالم لاهوت كه عالم «اعيان ثابته» است، و عالم جبروت و عالم ملكوت، و عالم ناسوت.
و نيز عروش چهار است: عرش، به معنى علم تفصيلى حق تعالى، و عرش، به معنى وجود منبسط- كه مقام ظهور بر غير است- و عرش به معنى قلب المؤمن، و عرش سماوى.
و نيز اركان هر يك چهار است: امّا «وجود منبسط» [داراى]، ركن ابيض و ركن اصفر، و ركن أخضر، و ركن احمر [مىباشد]، و امّا عرش «علمى» عنايت، و قلم، و لوح «قضا»، و لوح «قدر»، و امّا عرش قلبى؛ عقل هيولانى، و عقل بالملكه، و عقل بالفعل، و عقل مستفاد. اين به اعتبار وجود قلب [بود] و امّا به اعتبار علمش [داراى اين اركان است]: تعقّل، و توهّم، و تخيّل، و احساس.
و نيز مراتب وجود هويّات عينيّه، به وجهى چهار است؛ وجود خارجى، و وجود ذهنى، و وجود لفظى، و وجود كتبى. پس، اگر [وجود] ذهنى را اعمّ بگيريم، از اذهان سافله و عاليه وجودات قلميّه و لوحيّه كليّه و جزئيّه، داخل در وجود «ذهنى» خواهد بود، و الّا وجود در اقلام و الواح سلسله طوليّه، داخل در وجود «خارجى» خواهد بود.
و نيز عدد تسبيح [هاى نماز] اربعه است، و در اخبار وارد است كه: بر [اساس] اين كلمات، بناى اسلام [نهاده شده] است، و سببش اين است كه «سبحان اللّه» اشارت است به صفات جلاليّه و تنزيهيّه، و «الحمد للّه» اشارت است به صفات