أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٤٢٧
بيت
خلق ترسند از تو، من ترسم ز خود
كز تو نيكى ديدهام، وز خويش بد
اين در «قهر»! و در «لطف» گويد:
كان قندم نيستان شكرم
هم زمن مىرويد و من مىخورم
و از مقالات فيثاغورس است كه: «انّك ستعارض معك فى افعالك و اقوالك و افكارك». [١] سرّش اين است كه: همه نفوس نطقيّه، به حسب اصل از نشئه قدرت و سطوتاند، خواه لطيفه و خواه قهريّه، ولى غافلون: «نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ». [٢] و همه صور، آنجا از جهات «فاعليّه» است، نه «قابليّه». و جهات فاعليّه و مخصّصات صور ملكات است و خوى «خوب» و «بد» است و صور ابدان، غير متناهى است آنجا، به اندازه نفوس، سيّما كه با صور مألوفه و مكروهه، منشآت هر يك از نفوس گرفته شود و خداوند، بهشت متّقين را فرموده: «عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ». [٣]
و ملك هر مؤمنى، تامّ است و شركت بر نمىدارند، نه مثل املاك دنيويّه است كه اشتراك برمىدارد، چه آن دار، دار «تضايق» و «تزاحم» نيست و هيولى ندارد و در «دهر» ند و: «المتعاقبات فى سلسلة الزّمان مجتمعات فى وعاء الدّهر»، قال اللّه تعالى: «قُلْ إِنَّ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ لَمَجْمُوعُونَ إِلى مِيقاتِ يَوْمٍ مَعْلُومٍ». [٤]
فصل در قيامت صغرى و قيامت كبرى است:
امّا صغرى، «من مات، فقد قامت قيامته» [٥] و امّا كبرى، پس ميعادش در نزد خداست، چنانكه فرموده، بگو: «عِلْمُها عِنْدَ رَبِّي». [٦] و نفرمود: «عند الرّبّ مطلقا» كه در نزد ربّ محمّد است كه در تحت اسم جلاله آن «انسان كامل» واقع است، چه «عبد اللّه» در لسان اهل عرفان، عبدى است كه تجلّى كند حق بر او، با جميع اسماء حسنى و متخلّق و متحقّق به كلّ آنها باشد.
[١] - بنگريد به: «هرمسو نوشتههاى هرمسى»، دكتر سيّد حسين نصر.
[٢] - حشر/ ١٠.
[٣] - آل عمران/ ١٢٧.
[٤] - واقعه/ ٤٩ و ٥٠.
[٥] - «بحار الانوار»، ج٦١/ ٧ و ج ٧٣/ ٦٧.
[٦] - اعراف/ ١٨٦: «يَسْئَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْساها، قُلْإِنَّما عِلْمُها عِنْدَ رَبِّي».