أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٢٣١
ثانى ندارد.
حتّى هيولى [هم] به اندازه وجود- كه قوّتى و استعدادى است- «نور» است و ماهيّت به حسب وجود بالعرض، نور است بالعرض، و اظلّه- كه گفتيم- اعمّ است از فيء و سايه ظاهرى و از صور طبيعيّه و اعراض غير انوار عرضيّه.
تقسيم ديگر: آثار نور غنى وجوبى، يا «مفارقات» اند، يا «مقارنات»، يا «برزخيّات». و مفارقات، يا مفارقاتاند در ذات و فعل، از مواد يا مفارقاتاند، در ذات، نه در فعل.
و برزخيّات، يا در «قوس نزول» اند- كه عالم ذرّ و موطن عهد و ميثاقاند- يا در «قوس صعود» ند كه ميعاد نفوساند و منقسم به «جنّت» و «نار» صورىاند و اين هم به لسان اشراقيّه بود كه آنها به عالم مثال قائلاند، چه اشراقيّه اسلام و چه اشراقيّه قبل از اسلام.
تقسيم ديگر به لسان عرفا و صوفيّه كه فاعليّت را تشأّن، و حق را فاعل بالتّجلى دانند. مراتب وجود، پيش ايشان شش [دسته] است:
- اول: مرتبه ذات و حضرت الوجود الصّرف كه مرتبه «احديّت» نيز گويند.
- دوم: مرتبه واحديّت كه «الحضرة الاسمائيّه» نيز گويند.
- سوم: مرتبه ارواح مجرّده و «حضرة الجبروت» كه عالم عقول كلّيه است.
- چهارم: مرتبه نفوس عاليّه سماويّه كه مظاهر عالم مثالاند و «حضرة الملكوت».
- پنجم: مرتبه عالم ناسوت و «حضرة الملك».
- ششم: مرتبه كون جامع كلّ و «حضرة الخليفه» و «مرآة الحضرة الالهيّه» و «مجلى المرتبة الواحديّه»، زيرا كه مظهر ذات، به جميع اسماء حسنى «انسان كامل» است: «وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها». [١] و گاه او را «مرآت حضرتين» گويند، اعنى: حضرتى «الوجوب» و «الامكان»، و گاه: «مستوى الاسم الاعظم».
پس، اوّل مراتب ششگانه، مرتبه ذات است و باقى، مراتب شئون ذات، و گاه از
[١] - بقره/ ٢٩.