أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٦٨٠
الوصال: «مَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ اللَّهِ، فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ». [١] «يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيهِ» [٢] و در نزد لقاى او، نتوان غير او ديد، [كه] مثال باد و پشه و حضور سليمان عليه السّلام است. بيت
عشق تو و هستى من، آتش و آباند، به هم
حين تغيّبتُ بدا حين بدا غيبتى
گويند: كاملى به سالكى رسيد. پرسيد كه: در چه مقام سلوك مىكنى؟ جواب داد: به مقامى مثل مقام «صبر». و بعد از مدّتى به او برخورد و جويا شد، از مقام سلوكش. جواب داد: به مقام ديگر، چون مقام «رضا». و پس از ازمنه [اى]، باز با هم دچار شدند و مستفسر شد، جواب داد: به مقام ديگر، چون مقام «تسليم». پس، آن كامل، به آن سالك فرمود:
اى مسكين! تو هنوز مشغول به خودى، كى به خدا مىرسى؟
و مقصود- چنانكه گذشت- منع «رؤيت عمل» خود است، نه منع «عمل» و مراد سرعت سير است.
حكايت: گويند عابدى، در بن غارى عبادت مىكرد، و گاهى در ميان عبادت، ريش خود را با انگشت شانه مىكرد. از هاتفى آوازى شنيد كه: «تو مشغول ريش خودى، نه مشغول ما»! آن دلريش، دلش به درد آمد و شروع كرد به ريش كندن، و در اثناء ريش كندن، آوازى شنيد كه: «بازهم مشغول ريشى»!
عارفى گويد: بيت
ريش اگر بگذاشت، در تشويش بود
ور همىبركند، هم در ريش بود!
پس، به «عين اليقين»، ببين، حقيقت آنچه را كه در اخبار اهل البيت- عليهم السّلام- است كه: «صراط اللّه تعالى ادقّ من الشّعر و احد من السّيف» [٣] كه هر صورتى را، معنى است.
و امّا سرّ «حرمت» روزه ايّام تشريق، در «منى» آن است كه: قوم آنجا ضيف اللّهاند، و نمىخواند آن جواد كريم، امساك مهمانان خود را.
[١] - عنكبوت/ ٥.
[٢] - انشقاق/ ٦.
[٣] - «بحار الانوار» ج٨/ ٧٠.