أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٦٧٩
نه همين اهل زمين را، همه باب اللّهيم
نه فلك در دورانند، به دورِ سرِ ما
[١] تا آنجا كه:
بازىِ بازوى نصريم، نه چون نسر به چرخ
دو جهان بيضه و فرخى است، به زير پر ما
[٢] و امّا باقى مذكورات شكرگذارى و حرمت دارى است، براى صاحبان وقت، و چنانكه رمضان، «شهر اللّه الاجل الاعلى» است، شعبان، شهر نبيّنا محمّد المصطفى صلّى اللّه عليه و آله و رجب، شهر وصيّه العلى المرتضى است، و احترام اينها به «صيام» و «قيام»، ياد مىدهد از عرفان بحقّ اللّه- تعالى- و عرفان بحق النّبىّ الختمىّ- صلّى اللّه عليه و آله، و [عرفان] بحقّ الوصىّ و الولىّ على- ما شاء اللّه تعالى-
و امّا روزه «مكروه»، چون ندب از روزه ولد، بىاذن والد، و چون ندب از روزه مهمان بىاذن مهماندار و چون روزه مندوب كسى كه خوانده شود به سوى طعامى. پس، مكروه است ابقاى آن روزه، و افضل «افطار» است. و سرّ در اينها:
مزيّت دل به دست آوردن است
دل به دست آر، تا كسى باشى
سيّما دل والدين كه مربّىاند و تربيت حق را مظهرند، و دل مؤمن، عرش مجيد است. و امّا روزه حرام، روزه عيدين است؛ عيد «فطر» و عيد «اضحى»، و روزه ايّام تشريق كه سه روز بعد از عيد اضحى باشد، ولى از براى كسى كه در «منى» باشد، و «صوم الوصال» و روزه واجب در سفر، سواى مستثنيات مشهوره و غير اينها كه در كتب فقهيّه مذكور است.
سرّ: حرمت صوم عيدين، اشارت است به مقام «فنا»، و حكايت است، از استغراق در شهود دوست و بىخبرى از خود، و عمل خود، و از قشر و پوست كه اهل معنى گويند:
سالك تا هستى دارد، و تا جان دارد، بايد عمل كند، ولى بايد به جائى رسد كه «عمل» خود نبيند و «عامل» نماند.
پس، يوم العيد، تعبيه [اى] است، از «ميقات اللّقاء» و شبيهى است از ميعاد
[١] - «ديوان اسرار»/٢٢٨، از غزل شماره ١٧.
[٢] - همان.