أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٦٧١
و مقرّر است كه مسند معرّف به «لام»، محصور است در مسند اليه، و اگر نباشد، مگر «بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ» هرآينه كافى است، در اثبات مطلوب. چه، علم او حضورى است و صفحات نفس الامر و صحايف اعيان، نسبت به او- تعالى- چون صفحات اذهاناند، نسبت به «ما»- كما مرّ-
و امر «تكفير» به عكس اين است كه با كفّاره دادن براى سيّئات و «توبه» و «انابه» و آزادى و امساك أتمّ و رقّت و اجاده بر مساكين به نيّت قربت، ظاهر شود وجه اللّه كه «قاهر» و «باهر» است و پوشانيده شود، وجه النّفس كه مقهور است: «يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ» [١] و «يُكَفِّرَ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ» [٢]، و التّكفير لغة: السّتر، و سراب كه در قيعه امكان وقاع ماهيّات قفره فقيره بود، توفيه حسابش شد. كه از نخست «محو» بوده و انجام بر طبق آغاز آمد: «كان اللّه و لم يكن معه شىء و الآن كما كان».
هستى عالم نمايد، چون سراب
در بيابان، از شعاعِ آفتاب
اين است معنى دو اسم شريف «يا مضعّف الحسنات» و يا «ما حى السّيئات»، با تلميح به قول حق تعالى كه: «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها». [٣] پس، مضعّف حسنات است كه وجود «خير» است و «حسنه».
و چون تأييد بنده خود فرمايد به «ذكر» و «فكر» و «عمل صالح»، ديده بصيرت او را مفتوح سازد، بر مقوّم وجودات و رابط كثرات و عروة الوثقائى كه: «لا انفصام لها بها» و كليّت و وسعت تضعيف شود، هم در «نظر»، و هم در «منظور». و اعمال هم، أتمّ و اشمخ شوند با نيّات اعلى، و اقرب شوند، با محوضت و خلوص، و ما حى سيئات است، با محو وجه النّفس الموهوم، و صحو وجه اللّه المعلوم. چه، در وجودات، و چه در توابع وجودات، از صفات و افعال.
سرّ در عتق رقبه مؤمنه: چون رقبه خود را به ربقه شيطان مقيّد نمود، و حال آنكه خداوند تعالى فرموده: «لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ» [٤] پس، بايد «تايب» و «منيب» شود و
[١] - فرقان/ ٧٠.
[٢] - انفال/ ٢٩.
[٣] - انعام/ ١٦١.
[٤] - يس/ ٦٠.