أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٦٥٦
ترسا، وظيفه خور دارى! بلى، عبد مكلّف است و ربقه تكليف در رقبه دارد، گبر و ترسا، برون شدند از منفق عليه بودن، براى عبد مكلّف باقى ماند، هر مؤمنى و بايد به قدر امكان متخلّق بود. پس، بايد عادل و غير عادل، منفق عليه او باشند، چنانكه «صغير» و «كبير» مؤمنين، منفق عليه مزكّين هستند، به اتّفاق جميع فقهاء- رضوان اللّه عليهم-
مسألة در زكاة فطره است:
[فطره] از «فطرت»، به معنى «خلقت» است، اعنى:
زكاة الابدان، يا از «فطرت»، به معنى «دين و اسلام» است، اعنى: زكاة الدّين و الاسلام. و اينجا چند سؤال است كه: چه بدهد؟ و كه [١] بدهد؟، و از جانب كه بدهد؟ و به كه بدهد؟ و چند بدهد؟ و كى بدهد؟ و به عبارت «نبراس» كه عربى منظوم است:
ممّ هى؟ فيمن هى؟ عمّن هى؟
و كم هى؟، متى هى؟ لمن هى؟
پس، جنسش، غلّات اربع، يا از قوت غالب [است]، و امّا اينكه كه بدهد؟ اعنى؛ بر كه واجب است؟ بر «حرّ»، نه «عبد»، و بر بالغ عاقل، نه صبىّ و مجنون، و بر مالك قوت سال خود و عيالش، نه فقير.
و امّا اينكه: از جانب كه بدهد؟ از خود و عيال خود، ولدش و زوجه غير ناشزه و صغيرهاش، و مملوكش، چه عبد محض و چه عبدى كه چنگ به حريّت زده، چون «مدبر» و «مكاتب» و «امّ ولد»، حتّى مهمان. و امّا به كه بدهد؟ [به] همان مستحقّين زكات ماليّه. و امّا چند بدهد؟ قدر يك صاع كه يك «من» تبريز باشد، تخمينا.
و امّا آنكه كى وقت تعلّق وجوب و كى وقت دفع است به مستحق؟ وقت وجوب در اهلال شوّال مستجمع شرايط بودن. پس، اگر بعد از اهلال بلوغ و عقل و آزادى و استغنا، پيدا شود، واجب نخواهد بود، و اگر مجدّد شود اين اسباب در ميانه اهلال و زوال يوم عيد، مستحبّ خواهد بود، و وقت اعطاء تا «صلاة عيد» است و در خبرى وارد است كه:
[١] - يعنى: چه كسى؟