أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٦٥١
يكى «چهل» است و چهل «يكى»، خاصّه آنان كه يك عقيده و يك قبله و يك رويند، چون «بدلاء اربعون» و هم چنين، از حروف يكى است و يكى «ميم» است.
«ربع» نيز، از نسب شريفه است، براى عدد شريفى كه «اربعه» باشد، چه كسور تسعه از مقوله اضافهاند و از مزاياى ربع آن است كه عالم لاهوت، از عوالم اربعه- كه مذكور شد- و مقام «سفر من اللّه» است- كه اسفار هم اربعه است- ميقات لقاست، و كمال وصول به حصول پيوند، در ربع رابع. و نيز، وصول كو كلّ بهره ربعى از ارباع سماء ميقات عبادت عابدين است، چه فرايض و چه صلاة تهجّد، و [١] ميقات لقاى عابد و ذاكر است به حسب معرفت و ذكرش. مصرع: گر بود انديشهات گل، گلشنى. [٢]
و نيز «ربع مسكون» مسكن خليفه است كه «آدم نوعى» باشد، و نيز ربع عدد كامل در تكميل و استكمال- كه اربعين بود- عشره كامله است، و «عشره» را حق تعالى به كامله موصوف فرموده. چه، عدد حضرات خمس است، در نزول و در صعود كه حضرت «احديّت» و حضرت «واحديّت» و حضرت «جبروت» و حضرت «ملكوت» و حضرت «ملك» باشند، چنانكه «ياء» در «يس» نيز اشارت به آن است.
پس، حضرات، عشره مىشود كه بايد مراتب در قوس «صعود»، به ازاى مراتب، در قوس «نزول» باشد: «كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ» [٣]. اين است كه «ى» را به شكل دو قوس نويسند و [موضوع، به صورت] تفصيلى گذشت.
مسألة: شرط زكات انعام ثلاثه، چريدن آنهاست
كه به عربى «سؤم» گويند كه:
«فى السّائمة زكاة و ليست فى المعلوفة»، و «حول» [شرط] است، به طورى كه گذشت، و «نصاب» [هم شرط] است.
پس، براى شتر «دوازده» نصاب است، و براى گوسفند «پنج»، و براى گاو «دو». و
[١] - «واو» زياد به نظرمىرسد.
[٢] - «مثنوى»، دفتر ٣/٨٣- رمضانى- ج ١/ ٢٦٢- نيكلسون- و ج ٣/ ٢٠٠- جعفرى-
[٣] - اعراف/ ٢٨.