أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٦٤٥
«علىّ منّى و أنا من على» [١]، و «انا و على من نور واحد» [٢]، و برگرديم به اوّل و گوئيم:
تعطيل حقّ فقراى صورى، تعطيل حقّ النّاس است و چگونه تعطيل جايز باشد و حديث است كه: «من اعتدل يوماه فهو مغبون»، و تأويل «يوماه» آناة باشد كه «آن» گذشته «دى» و «آن» حاضر «امروز» و «آن» آينده «فردا» ست، و انفاس به يد قدرت اوست. پس، شايد آدمى در آن ديگر قبض شود و از كلمات عرفاست كه: «الوقت سيف قاطع». مثنوى
هين، مگو فردا كه فرداها گذشت
تا به كلّى نگذرد ايّامِ كشت
[٣] «وَ آتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصادِهِ» [٤]، «فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ»، [٥] «وَ سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ» [٦] و: «سيروا، فقد سبق المفرّدون»، و از رباعيات شيخ المشايخ ابى سعيد بن ابى الخير است- قدس سرّه-
گر غرّه به عمرى، به تبى برخيزد
وين روز جوانى، به شبى برخيزد
بيداد مكن كه مردم آزارى تو
در زيرِ لبى، به يارِ بىبرخيزد
و جاى ديگر نقل كرديم كه:
مريدى به پيرى كه ذكرش «اللّه»، «اللّه» بود، عرض كرد كه: مولاى من! عادت قوم جارى است به ذكر «لا اله الّا اللّه»، چرا شما اقتصار كردهايد به لفظ «اللّه»؟ گفت: اى نور چشم من! انفاس به يد قدرت اوست، مىترسم كه چون «لا اله» بگويم، مقبوض شوم و دستورى گفتن «الّا اللّه» نيابم، و خوش ندارم كه در ظلمتكده «لا» و وحشتكده «نفى» بروم.
بلى، مشارب مختلف است: «الطّرق الى اللّه بعدد انفاس الخلايق» [٧]، «انّما الاعمال
[١] - «ينابيع المودة»/٦٠ و «فضائل الخمسه» ج ١/ ٣٣٧.
[٢] - «عرفان شيعى»/٢٠١.
[٣] - «مثنوى»، دفتر ٢/٩٨- رمضانى- ج ١/ ٣١٦- نيكلسون- و ج ٣/ ٦١٢- جعفرى-
[٤] - انعام/ ١٤٢.
[٥] - بقره/ ١٤٣.
[٦] - آل عمران/ ١٢٧.
[٧] - اين عبارت حديثنيست. در حديثى آمده است: الهى او عرت الطّرق و قلّ السّالكون، «بحار الانوار»، ج٩٤/ ١١١.