أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٦٢١
بالزّمان او لحقوه، و لا شكّ انّ النّسبة الثّانية آكد من الاولى، و اذا اجتمع النّسبتان، كان نورا على نور، كما فى الائمة المشهورين من العشرة الطّاهرة- صلوات اللّه عليهم اجمعين- و كما حرم على الاولاد الصّوريين الصّدقة الصّورية، حرم على الاولاد المعنويّين الصّدقة المعنويّة، اعنى: تقليد الغير فى العلوم و المعارف».
هذا، مخلّص كلامه، و هو ممّا يستوجب أن يكتب بالتّبر على الاحداق لا بالحبر على الاوراق. و گويا منقول عنه علّامه محقّق دوانى باشد، و در سالف زمان، در كلام او ديدهام، اين تحقيق را، و حال كتابش حاضر نيست، و تو اگر مباحث نبوّت و امامت اين كتاب «اسرار الحكم» را به تحقيق رسيده، عارف به حقّ نبىّ و امام عليه السّلام شده، و تصديق به اين و امثال اين را دارى، به احسن وجه.
تذنيب: آيا فايده و ثمره صلوات ما، بر او و آل او، عايد به ما مىشود، يا به آن بزرگواران؟ كه روحانيّتشان كليّتى دارد و تماميّتى كه پيش از اين شنيدى، و حالت منتظره نمانده، به نحوى كه لايق «عقل كل» است و شأن «تامّات»، نه «فوق التمام» تعالى.
و ما در «شرح دعاى صباح»، مأثور از امير المؤمنين عليه السّلام تحقيق اين را كردهايم، و اگر سعت روحانيّت و كليّت آن بزرگواران را رسيده [باشى] دانسته [اى] كه: حق [در مسأله] جمع است كه در عين اينكه عايد به ما مىشود، عايد به آنان مىشود. چه اشعه، بينونت ندارند از نيّر، بلكه «لا بشرط» از صقع اويند.
مسألة: هشتم، «تسليم» است
، و صورتش [عبارتست از]: «السّلام علينا و على عباد اللّه الصّالحين»، يا «السّلام عليكم و رحمة الله و بركاته». و مشهور آن است كه به هر كدام ابتدا كند، ديگرى مستحبّ است، و در ابتدا واجب تخييرىاند و پيش از اينها «السّلام عليك ايّها النّبىّ و رحمة اللّه و بركاته» مستحب است.
سرّ: حضور كل در «شهود» و خطاب به كلّ، سببش كليّت وجود آدمى است و جامعيّتش، همه را به نحو اجمال و وحدت، و هر چند نباشند به نحو كثرت، و «مجلى المجانى» و «جامع الجوامع» است. حضرت ختمى صلّى اللّه عليه و آله فرمود: «اوتيت جوامع